آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ مهر ۱۴۰۴

      Interstitial

      ˌɪntəˈstɪʃəl ˌɪntəˈstɪʃəl

      شکل جمع:

      interstitials

      معنی interstitial | جمله با interstitial

      adjective

      پزشکی میان‌بافتی، بین‌سلولی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      An imbalance in interstitial electrolytes may lead to swelling or dehydration.

      عدم تعادل در الکترولیت‌های میان‌بافتی ممکن است منجر به تورم یا کم‌آبی شود.

      Interstitial fluid surrounds the body’s cells and helps transport nutrients.

      مایع میان‌بافتی، سلول‌های بدن را احاطه کرده و به انتقال مواد غذایی کمک می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      interstitial tissue

      بافت میان‌نهاده

      adjective

      پزشکی میان‌بافتی، نگهدارنده (مربوط به بافت حمایت‌کننده‌ی اندام)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      Damage to the interstitial tissue can impair the organ’s function.

      آسیب به بافت نگهدارنده می‌تواند عملکرد اندام را مختل کند.

      Fibrosis occurs when the interstitial connective tissue becomes excessively thick.

      فیبروز زمانی رخ می‌دهد که بافت پیوندی میان‌بافتی بیش از حد ضخیم شود.

      adjective formal

      میان‌فاصله‌ای، میان‌زمانی، میان‌بخشی، بین‌قسمتی (مربوط به فاصله‌های زمانی و مکانی)

      The artist painted interstitial colors to blend one scene into the next.

      هنرمند از رنگ‌های میان‌بخشی استفاده کرد تا یک صحنه را به صحنه‌ی بعدی پیوند دهد.

      The book includes interstitial notes that explain the context of each chapter.

      کتاب شامل یادداشت‌های میان‌بخشی است که زمینه‌ی هر فصل را توضیح می‌دهند.

      noun countable

      تبلیغ تمام‌صفحه، تبلیغ میان‌بخشی (که هنگام بالا آمدن وبسایت پخش می‌شود)

      همچنین می‌توان از interstitial webpage استفاده کرد.

      Interstitials can interrupt the user experience if overused.

      تبلیغ‌های میان‌بخشی اگر زیاد استفاده شوند، می‌توانند تجربه‌ی کاربر را مختل کنند.

      Websites sometimes use interstitials to ask for the user’s age or location.

      وب‌سایت‌ها گاهی از تبلیغات بین‌صفحه‌ای برای پرسیدن سن یا موقعیت کاربر استفاده می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج interstitial

      شکل جمع interstitial چی میشه؟

      شکل جمع interstitial در زبان انگلیسی interstitials است.

      ارجاع به لغت interstitial

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «interstitial» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/interstitial

      لغات نزدیک interstitial

      • - interstellar
      • - interstice
      • - interstitial
      • - intersubjective
      • - intertextual
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.