بهطور غیرقابل برگشت، برای همیشه، بهطور جبرانناپذیر، بهطور غیرقابل تغییر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The disease can irreversibly impair brain function.
این بیماری میتواند عملکرد مغز را بهطور جبرانناپذیر مختل کند.
If you burn that document, its information will be irreversibly lost.
اگر آن سند را بسوزانی، اطلاعاتش برای همیشه از بین میرود.
The aging process had irreversibly weakened his eyesight.
روند پیری، بینایی او را بهطور غیرقابل برگشت ضعیف کرده بود.
Once data are deleted from this system, they are gone irreversibly.
وقتی دادهها از این سیستم حذف شوند، برای همیشه از بین میروند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «irreversibly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/irreversibly