آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۴

      Kitchenware

      -wer ˈkɪtʃənweə

      معنی kitchenware

      noun

      ظروف آشپزخانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج kitchenware

      معنی kitchenware به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «kitchenware» در زبان فارسی به «لوازم آشپزخانه» یا «وسایل آشپزی» ترجمه می‌شود.

      این واژه به مجموعه‌ای از ابزارها، وسایل و تجهیزات اشاره دارد که در فرآیند پخت‌وپز، آماده‌سازی غذا و نگهداری آن در آشپزخانه مورد استفاده قرار می‌گیرند. این وسایل می‌توانند شامل قابلمه‌ها، ماهیتابه‌ها، چاقوها، قاشق‌ها، ظرف‌ها، ابزارهای اندازه‌گیری و حتی تجهیزات برقی مانند مخلوط‌کن و توستر باشند. کاربرد درست و مناسب این ابزارها نقش مهمی در تسهیل فعالیت‌های روزمره‌ی آشپزی و افزایش کیفیت غذا دارد.

      از منظر کاربرد، «kitchenware» نه تنها به ابزارهای سنتی محدود می‌شود، بلکه شامل وسایل مدرن و نوآورانه‌ای نیز هست که به راحتی، سرعت و بهداشت فرآیند آشپزی کمک می‌کنند. برای مثال، استفاده از وسایل ضدچسب و نسوز، یا ابزارهای اندازه‌گیری دقیق، به افراد این امکان را می‌دهد که غذاها را با کیفیت یکنواخت و استاندارد تهیه کنند. این واژه در فروشگاه‌ها، تبلیغات و متون آموزشی آشپزی نیز بسیار رایج است و مصرف‌کنندگان را با انواع و کاربردهای مختلف وسایل آشپزخانه آشنا می‌کند.

      از دیدگاه اقتصادی و فرهنگی، لوازم آشپزخانه نشان‌دهنده‌ی سبک زندگی و توجه به کیفیت زندگی روزمره هستند. خانواده‌ها و افراد با انتخاب مناسب kitchenware می‌توانند علاوه بر افزایش کارایی در آشپزی، به بهبود سلامت غذایی و صرفه‌جویی در زمان و انرژی کمک کنند. به عنوان مثال، استفاده از ابزارهای مناسب برای خرد کردن، بخارپز کردن یا نگهداری مواد غذایی تازه، تأثیر مستقیمی بر حفظ ارزش غذایی مواد دارد و کیفیت وعده‌های غذایی را ارتقاء می‌دهد.

      از نظر ریشه‌شناسی، واژه‌ی «kitchenware» ترکیبی از دو کلمه‌ی انگلیسی kitchen (آشپزخانه) و ware (کالا، وسیله یا ابزار) است. این ترکیب به‌وضوح نشان می‌دهد که منظور از این واژه مجموعه‌ای از کالاها و ابزارهای مرتبط با آشپزخانه است. واژه‌ی ware در این ترکیب نقش دسته‌بندی و عمومی‌سازی ابزارها را دارد و نشان می‌دهد که kitchenware به یک شیء خاص محدود نمی‌شود بلکه شامل کل مجموعه‌ی وسایل کاربردی آشپزخانه است.

      «kitchenware» بیش از یک واژه‌ی صرفاً توصیفی است؛ نمایانگر اهمیت برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و استفاده‌ی هوشمندانه از ابزارها در زندگی روزمره است. کیفیت و تنوع این وسایل می‌تواند تجربه‌ی آشپزی را به فعالیتی لذت‌بخش، بهداشتی و کارآمد تبدیل کند. از آشپزی سنتی گرفته تا تهیه‌ی غذاهای مدرن و پیچیده، kitchenware نقش اساسی در تسهیل فرایندها، افزایش دقت و ایجاد رضایت در آشپزخانه دارد و در عین حال بیانگر فرهنگ، سبک زندگی و ارزش‌گذاری به تجربه‌ی غذایی هر فرد یا خانواده است.

      ارجاع به لغت kitchenware

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «kitchenware» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/kitchenware

      لغات نزدیک kitchenware

      • - kitchenetteor kitchenet
      • - kitchenmaid
      • - kitchenware
      • - kite
      • - kite-flying
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.