آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Mag

mæɡ mæɡ

معنی mag | جمله با mag

noun countable informal

مجله (magazine)

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح فوق متوسط

مشاهده

I subscribe to a monthly mag.

مشترک یک مجله‌ی ماهانه (ماهنامه) هستم.

fashion mags

مجلات مد

abbreviation

خشاب (magazine)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

The soldier carefully inspected his weapon's magazine before heading into battle.

سرباز قبل از رفتن به نبرد، خشاب سلاح خود را به‌دقت بررسی کرد.

The detective found a hidden mag full of bullets at the crime scene.

کارآگاه یک خشاب مخفی پر از گلوله را در صحنه‌ی جرم پیدا کرد.

abbreviation

منیزیم (magnesium)

The lab technician analyzed the magnesium levels in the water sample.

تکنسین آزمایشگاه میزان منیزیم در نمونه‌ی آب را آنالیز کرد.

Foods high in mag include leafy green vegetables, nuts, and seeds.

مواد غذایی سرشار از منیزیم عبارت‌اند از سبزیجات سبزبرگ، آجیل و دانه‌ها.

abbreviation

مغناطیس (magnetism)

The mag in the MRI machine allows doctors to see inside the body.

مغناطیس موجود در دستگاه MRI به پزشکان امکان می‌دهد تا داخل بدن را ببینند.

The mag of the rock attracted the metal objects nearby.

مغناطیس سنگ اجسام فلزی نزدیک را جذب می‌کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mag

  1. noun a periodic publication containing pictures and stories and articles of interest to those who purchase it or subscribe to it
    Synonyms:

ارجاع به لغت mag

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «mag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mag

لغات نزدیک mag

پیشنهاد بهبود معانی