آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Make Arrangements

معنی make arrangements | جمله با make arrangements

collocation

ترتیبات را دادن / تدارک دیدن / هماهنگی کردن

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

We need to make arrangements for the upcoming conference.

ما باید برای کنفرانس آتی تدارک ببینیم/هماهنگی کنیم.

I've made arrangements for you to be picked up at the airport.

من هماهنگ کرده‌ام که شما را از فرودگاه بردارند/من ترتیب داده ام.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت make arrangements

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «make arrangements» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/make-arrangements

لغات نزدیک make arrangements

پیشنهاد بهبود معانی