ادبیات حواشی، حاشیهنویسیها، یادداشتهای حاشیهای
The researcher carefully studied the marginalia to understand the writer’s thinking process.
پژوهشگر با دقت حواشی متن را بررسی کرد تا روند فکری نویسنده را بهتر درک کند.
The professor asked students not to write marginalia in the library books.
استاد از دانشجوها خواست در کتابهای کتابخانه حاشیهنویسی نکنند.
امور یا افراد حاشیهای، مسائل کماهمیت و فرعی، موضوعات در حاشیه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Employee wellbeing becomes marginalia when profit is prioritized.
وقتی سود در اولویت قرار میگیرد، رفاه کارکنان به مسئلهی کماهمیت بدل میشود.
Cultural programs should not be considered marginalia in national policy.
برنامههای فرهنگی نباید در سیاستهای ملی بهعنوان مسائل حاشیهای تلقی شوند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «marginalia» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/marginalia