آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ آذر ۱۴۰۴

      Mega

      ˈmeɡə ˈmeɡə

      معنی mega | جمله با mega

      adjective

      عامیانه خیلی‌ خوب، بسیار بزرگ

      He's got a mega voice.

      او صدای خیلی خوبی دارد.

      The mega storm caused widespread power outages.

      طوفان بسیار بزرگ باعث قطعی گسترده‌ی برق شد.

      prefix

      (-mega) مگا (میلیون)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      megawatt

      مگاوات (میلیون وات)

      megabyte

      مگابایت

      prefix informal

      (-mega) بسیار زیاد، بسیار بزرگ، اَبر، کلان

      megastructure

      ابرسازه

      megacorporation

      کلان‌شرکت

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج mega

      معنی mega به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «mega» در زبان فارسی به «بزرگ»، «عظیم» یا «فوق‌العاده» ترجمه می‌شود.

      این واژه در زبان انگلیسی هم به عنوان پیشوند (prefix) و هم به عنوان صفت (adjective) به کار می‌رود. به‌عنوان پیشوند، «mega» نشان‌دهنده‌ی بزرگی، عظمت یا مقیاس بسیار زیاد است، همان‌طور که در واژه‌هایی چون «megabyte» (مگابایت) یا «megacity» (ابرشهر) دیده می‌شود. به‌عنوان صفت محاوره‌ای نیز در زبان روزمره به معنای «خیلی زیاد» یا «فوق‌العاده» به کار می‌رود؛ برای مثال وقتی کسی می‌گوید «That’s mega!»، در واقع می‌خواهد بر شدت یا بزرگی چیزی تأکید کند.

      از منظر علمی، «mega» یکی از پیشوندهای رسمی در سیستم بین‌المللی واحدها (SI) است و برابر با یک میلیون (10⁶) در نظر گرفته می‌شود. به همین دلیل، در حوزه‌هایی چون ریاضیات، فیزیک و فناوری اطلاعات کاربرد فراوان دارد. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «megawatt»، منظور یک میلیون وات است. این جنبه‌ی علمی باعث شده است که واژه‌ی «mega» همواره با مفاهیم عددی بزرگ و محاسبات گسترده پیوند خورده باشد و جایگاهی ویژه در دانش معاصر پیدا کند.

      از جنبه‌ی فرهنگی و اجتماعی، «mega» در زبان انگلیسی به‌ویژه در چند دهه‌ی اخیر وارد گفتار عامیانه شده و بار معنایی آن اغلب مثبت است. افراد برای توصیف یک رویداد هیجان‌انگیز، یک تجربه‌ی خاص یا حتی یک محصول عالی از این واژه استفاده می‌کنند. این کاربرد غیررسمی باعث شده است که «mega» علاوه بر بار علمی و دقیق، حالتی پرانرژی و تأکیدی نیز پیدا کند. در تبلیغات، رسانه‌ها و حتی گفت‌وگوهای دوستانه، «mega» یکی از واژگانی است که قدرت بیان احساسات و تأکید بر شدت را افزایش می‌دهد.

      از منظر زبانی، جذابیت «mega» در کوتاه و ساده بودن آن نهفته است. این واژه بدون نیاز به توضیحات طولانی، مفهومی از بزرگی و عظمت را منتقل می‌کند. همین سادگی سبب شده است که در زبان‌های مختلف دنیا نیز وارد شود و حتی در بسیاری از فرهنگ‌ها بدون تغییر خاصی مورد استفاده قرار گیرد. بدین ترتیب، «mega» نمونه‌ای از واژگانی است که مرزهای زبانی و فرهنگی را پشت سر گذاشته و به یک اصطلاح جهانی تبدیل شده است.

      «mega» واژه‌ای است که هم در دنیای علم و فناوری و هم در عرصه‌ی فرهنگ عمومی جایگاهی ویژه دارد. این کلمه به ما نشان می‌دهد که چگونه یک اصطلاح می‌تواند همزمان نقشی دقیق و علمی در محاسبات داشته باشد و در عین حال ابزاری برای بیان احساسات، هیجان و تأکید باشد. «Mega» در ساده‌ترین شکل خود، نمادی از مقیاس‌های عظیم، هیجان‌های بزرگ و تجربه‌های به‌یادماندنی است.

      ارجاع به لغت mega

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mega» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mega

      لغات نزدیک mega

      • - meetup
      • - meg
      • - mega
      • - megabit
      • - megabuck
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.