آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

    Meltdown

    ˈmeltdaʊn ˈmeltdaʊn

    معنی meltdown

    noun

    (در نیروگاه‌های اتمی و غیره: گدازش استوانه‌های سوخت اتمی در اثر خرابی دستگاه‌های سرد‌کن و رها شدن تابش خطرناک) فروگداخت

    noun

    نابسامانی ستهم، فروریزش، (اوضاع و احوال) فروپاشی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد meltdown

    1. noun severe overheating of the core of a nuclear reactor resulting in the core melting and radiation escaping
      Synonyms:
      nuclear meltdown

    سوال‌های رایج meltdown

    معنی meltdown به فارسی چی می‌شه؟

    لمه‌ی «meltdown» در زبان فارسی به «ذوب شدن کامل»، «فروپاشی» یا «از هم‌پاشیدگی» ترجمه می‌شود.

    این واژه در زبان انگلیسی بسته به بافت جمله معانی متفاوتی دارد. در معنای فنی و علمی، «meltdown» به حادثه‌ای اطلاق می‌شود که در آن هسته‌ی یک رآکتور هسته‌ای به دلیل از دست دادن سیستم‌های خنک‌کننده بیش از حد داغ شده و به حالت ذوب درمی‌آید. این مفهوم یکی از جدی‌ترین و خطرناک‌ترین حوادث در صنعت انرژی هسته‌ای است. از سوی دیگر، در کاربردهای عمومی و استعاری، «meltdown» می‌تواند به فروپاشی روانی یا هیجانی فرد نیز اشاره داشته باشد، زمانی که فرد کنترل خود را از دست می‌دهد و دچار بحران شدید روحی می‌شود.

    از منظر علمی و صنعتی، «meltdown» به‌ویژه در حوزه‌ی انرژی هسته‌ای اهمیتی حیاتی دارد. در چنین شرایطی، دمای سوخت هسته‌ای به حدی افزایش می‌یابد که ساختار آن ذوب شده و به محیط اطراف آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌کند. حوادثی چون چرنوبیل در اوکراین یا فوکوشیما در ژاپن نمونه‌هایی تاریخی از پیامدهای فاجعه‌بار یک «meltdown» هسته‌ای هستند. این نوع از فروپاشی نه‌تنها به محیط زیست آسیب‌های گسترده وارد می‌کند، بلکه سلامت و امنیت نسل‌های آینده را نیز به خطر می‌اندازد.

    در معنای استعاری، «meltdown» بیشتر به شرایط انسانی و روانی اشاره دارد. هنگامی که فردی تحت فشارهای زیاد قرار می‌گیرد و توانایی مدیریت احساسات یا افکار خود را از دست می‌دهد، گفته می‌شود که او دچار یک «emotional meltdown» یا «فروپاشی هیجانی» شده است. این وضعیت ممکن است با گریه‌های شدید، عصبانیت، سردرگمی یا احساس ناتوانی همراه باشد. چنین حالتی در کودکان، به‌ویژه هنگام خستگی یا ناکامی، به وضوح دیده می‌شود، اما در بزرگسالان نیز در شرایط بحرانی رخ می‌دهد.

    از دیدگاه اجتماعی، اصطلاح «meltdown» در ادبیات رسانه‌ای و روزنامه‌نگاری نیز حضوری پررنگ دارد. خبرنگاران از این واژه برای توصیف وضعیت‌های بحرانی اقتصادی، سیاسی، یا حتی ورزشی استفاده می‌کنند. مثلاً گفته می‌شود «the company faced a financial meltdown» یعنی شرکت با فروپاشی مالی مواجه شد. این کاربرد استعاری، دامنه‌ی معنایی واژه را بسیار گسترده کرده و آن را به ابزاری برای بیان انواع فروپاشی‌ها در عرصه‌های گوناگون تبدیل نموده است.

    «meltdown» واژه‌ای است که هم در معنای علمی و دقیق و هم در معنای انسانی و استعاری، بیانگر نوعی بحران عمیق و از دست رفتن تعادل است. چه در قالب یک حادثه‌ی صنعتی و چه به‌عنوان یک وضعیت روحی یا اجتماعی، این واژه یادآور آسیب‌پذیری و شکنندگی ساختارهاست. به همین دلیل، «meltdown» نه‌تنها توصیف‌کننده‌ی یک فرآیند فیزیکی، بلکه نمادی از فروپاشی در سطوح مختلف زندگی بشر به شمار می‌رود.

    ارجاع به لغت meltdown

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «meltdown» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/meltdown

    لغات نزدیک meltdown

    • - meltable
    • - meltage
    • - meltdown
    • - melting point
    • - melting pot
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.