Nightclothes

ˈnaɪtkloʊðz ˈnaɪtkləʊðz
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

همچنین می‌توان از nightwear به‌جای nightclothes استفاده کرد.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun plural
پوشاک لباس‌خواب

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- She put on her nightclothes and got into bed.
- او لباس‌خوابش را پوشید و به رختخواب رفت.
- He forgot to change out of his nightclothes before the video call.
- او فراموش کرد که قبل‌از تماس ویدئویی لباس‌خوابش را عوض کند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد nightclothes

  1. noun clothing that is worn for sleeping
    Synonyms:
    nightwear

ارجاع به لغت nightclothes

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «nightclothes» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nightclothes

لغات نزدیک nightclothes

پیشنهاد بهبود معانی