روانشناسی سیاست فرصتطلب، ابنالوقت (استفاده از یک موقعیت برای به دست آوردن مزیت شخصی، بدون توجه به اصول اخلاقی، انصاف یا اینکه کار چقدر درست است) فرصتطلبانه
Don't be opportunistic with friendships; people notice when you only reach out for favors.
با دوستیها فرصتطلب نباش؛ مردم متوجه میشوند وقتی فقط برای گرفتن لطف به آنها مراجعه میکنی.
Opportunistic investors bought the stock after the scandal, hoping for a quick profit.
سرمایهگذاران فرصتطلب پس از رسوایی سهام را خریدند به امید سود سریع.
The politician's speech was an opportunistic attempt to exploit the public's fears.
سخنرانی آن سیاستمدار، یک تلاش فرصتطلبانه برای سوءاستفاده از ترسهای مردم بود.
پزشکی زیستشناسی فرصتطلب (اشاره به ارگانیسمها، قارچها یا بیماریهایی که در حالت عادی بیخطر هستند اما به محض ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن، حمله کرده و باعث عفونت شدید میشوند)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Opportunistic infections can be dangerous for patients with weakened immune systems.
عفونتهای فرصتطلب میتوانند برای بیمارانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند خطرناک باشند.
The pathogen is usually harmless but can cause opportunistic infections in immunocompromised patients.
این عامل بیماریزا معمولاً بیضرر است اما میتواند در بیماران دارای نقص ایمنی باعث عفونتهای فرصتطلبانه شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «opportunistic» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/opportunistic