گذشتهی ساده:
outhitشکل سوم:
outhitسومشخص مفرد:
outhitsوجه وصفی حال:
outhittingشکل نوشتاری دیگر این لغت: out-hit
بوکس تنیس ورزش محکمتر زدن، قویتر ضربه زدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی تنیس
The young boxer outhit his older opponent thanks to his speed and strength.
بوکسور جوان بهخاطر سرعت و قدرتش، ضربههای قویتری نسبت به حریف مسنترش وارد کرد.
In tennis, it’s not always about outhitting; placement is also important.
در تنیس، همیشه موضوع قویتر ضربه زدن نیست؛ جاگیری هم مهم است.
ورزش (بیسبال) بیشتر ضربه زدن، تعداد هیت بیشتر داشتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Out of ten games this season, they outhit their rivals in seven of them.
از ده بازی این فصل، آنها در هفت بازی تعداد هیت بیشتری نسبت به رقبایشان داشتند.
he Red Sox outhit the Yankees, making a strong comeback in the final innings.
رد ساکس با تعداد هیت بیشتر نسبت به یانکیز، در اینینگهای پایانی بازگشتی قوی داشت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «outhit» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/outhit