فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Pacification

ˌpæsəfəˈkeɪʃn̩ ˌpæsɪfɪˈkeɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    تسکین دادن، آرامش
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد pacification

  1. noun An expression of agreement, sense 1
    Synonyms: appeasement, accommodation, settlement, adjustment
  2. noun Actions taken by a government to defeat insurgency
    Synonyms: counterinsurgency, peace, peace-treaty
  3. noun The act of appeasing someone or causing someone to be more favorably inclined
    Synonyms: mollification

ارجاع به لغت pacification

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pacification» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/pacification

لغات نزدیک pacification

پیشنهاد بهبود معانی