شکل جمع:
pathwaysمسیر، معبر، جاده، گذرگاه، پیادهرو
Children rode their bikes along the pathway.
کودکان با دوچرخههایشان در طول مسیر رکاب میزدند.
The pathway was slippery after the rain.
پساز باران، جاده لغزنده شده بود.
Please keep to the designated pathway to protect the plants.
لطفاً در مسیر تعیینشده بمانید تا از گیاهان محافظت شود.
مسیر (مجموعهای از کارها برای رسیدن به چیزی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Completing this internship provides a clear pathway to a full-time position.
این کارآموزی مسیر روشنی برای دستیابی به یک شغل تماموقت فراهم میکند.
The new program creates a pathway for students to enter the tech industry.
برنامهی جدید مسیر ورود دانشجویان به صنعت فناوری را ایجاد میکند.
پزشکی مسیر درمان
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
The hospital implemented a new care pathway for stroke patients to reduce recovery time.
بیمارستان مسیر درمان جدیدی برای بیماران سکتهی مغزی اجرا کرد تا زمان بهبودی را کاهش دهد.
The oncology team followed a standardized treatment pathway for breast cancer.
تیم انکولوژی از مسیر درمانی استانداردشده برای سرطان پستان پیروی کرد.
پزشکی زیستشناسی مسیر (انتشار)
The respiratory pathway allowed the virus to spread quickly between people.
مسیر تنفسی به ویروس این امکان را داد که بهسرعت بین افراد منتقل شود.
Cancer cells used the lymphatic pathway to reach nearby lymph nodes.
سلولهای سرطانی از مسیر لنفاوی برای رسیدن به غدد لنفاوی نزدیک استفاده کردند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pathway» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pathway