آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Perspiratory

معنی perspiratory | جمله با perspiratory

adjective

وابسته به عرق کردن، تعریقی، عرق‌زا، ژفزا

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

perspiratory glands

غدد تعریقی

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت perspiratory

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «perspiratory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/perspiratory

لغات نزدیک perspiratory

پیشنهاد بهبود معانی