آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مرداد ۱۴۰۵

      Pimp

      pɪmp pɪmp

      گذشته‌ی ساده:

      pimped

      شکل سوم:

      pimped

      سوم‌شخص مفرد:

      pimps

      وجه وصفی حال:

      pimping

      شکل جمع:

      pimps

      معنی pimp | جمله با pimp

      noun countable C2

      ناپسند جاکش، قوّاد، دلال فاحشه، فاحشه‌جورکن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      In the lecture, the professor described how a pimp establishes networks to traffic individuals across borders.

      در سخنرانی، استاد توضیح داد که چگونه یک دلال فاحشه شبکه‌هایی برای قاچاق افراد از مرزها برقرار می‌کند.

      The case study illustrated how a pimp uses coercion and manipulation to control sex workers.

      مطالعه‌ی موردی نشان داد که چگونه یک جاکش از اجبار و دستکاری برای کنترل کارگران جنسی استفاده می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The NGO trained staff to identify signs that someone is being exploited by a pimp.

      سازمان غیردولتی کارکنان را آموزش داد تا نشانه‌های سوءاستفاده توسط یک قوّاد را شناسایی کنند.

      verb - intransitive verb - transitive

      ناپسند جاکشی کردن، قوادی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Universities should strengthen campus safety to prevent criminal groups from attempting to pimp students.

      دانشگاه‌ها باید ایمنی محوطه را تقویت کنند تا از تلاش گروه‌های جنایی برای قوادی کردن دانشجویان جلوگیری شود.

      In the seminar, students discussed how economic hardship can lead some individuals to be coerced into pimping others.

      در سمینار، دانشجویان درباره‌ی این‌ که چگونه مشکلات اقتصادی می‌تواند برخی افراد را وادار به جاکشی کردن دیگران کند بحث کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some studies suggest that impoverished neighbourhoods are more likely to see individuals who pimp as a result of limited economic opportunities.

      برخی مطالعات نشان می‌دهند که در محله‌های فقیرتر به‌دلیل فرصت‌های اقتصادی محدود، احتمال بیشتری وجود دارد که افرادی قوادی کنند.

      Reading passages indicate that when families disintegrate, some members may turn to exploitative roles and pimp as a means of survival.

      متن‌های خواندنی نشان می‌دهند که وقتی خانواده‌ها از هم می‌پاشند، برخی افراد ممکن است برای زنده ماندن به نقش‌های سواستفاده‌آمیز روی آورند و اقدام به جاکشی کنند.

      verb - transitive informal C1

      چشمگیر کردن، پرزرق‌وبرق کردن، زیباتر کردن

      To enhance community engagement, the council decided to pimp the public square by adding artistic installations and colorful paving.

      برای افزایش مشارکت جامعه، شورا تصمیم گرفت میدان عمومی را با افزودن چیدمان‌های هنری و کف‌سازی رنگارنگ پرزرق‌وبرق کند.

      Students pimp their digital portfolios with custom themes to showcase their work professionally.

      دانشجویان نمونه‌کارهای دیجیتال خود را با قالب‌های سفارشی چشمگیر می‌کنند تا آثارشان را حرفه‌ای نمایش دهند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pimp

      1. noun Someone who procures customers for whores (in England they call a pimp a ponce)
        Synonyms:
        procurer hustler pander panderer whoremonger ponce runner pandar flesh peddler fancy-man white-slaver
      1. verb arrange for sexual partners for others
        Synonyms:
        procure pander

      سوال‌های رایج pimp

      گذشته‌ی ساده pimp چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pimp در زبان انگلیسی pimped است.

      شکل سوم pimp چی میشه؟

      شکل سوم pimp در زبان انگلیسی pimped است.

      شکل جمع pimp چی میشه؟

      شکل جمع pimp در زبان انگلیسی pimps است.

      وجه وصفی حال pimp چی میشه؟

      وجه وصفی حال pimp در زبان انگلیسی pimping است.

      سوم‌شخص مفرد pimp چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pimp در زبان انگلیسی pimps است.

      ارجاع به لغت pimp

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pimp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pimp

      لغات نزدیک pimp

      • - pimento cheese
      • - pimiento
      • - pimp
      • - pimpernel
      • - pimping
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.