گذشتهی ساده:
pimpedشکل سوم:
pimpedسومشخص مفرد:
pimpsوجه وصفی حال:
pimpingشکل جمع:
pimpsناپسند جاکش، قوّاد، دلال فاحشه، فاحشهجورکن
In the lecture, the professor described how a pimp establishes networks to traffic individuals across borders.
در سخنرانی، استاد توضیح داد که چگونه یک دلال فاحشه شبکههایی برای قاچاق افراد از مرزها برقرار میکند.
The case study illustrated how a pimp uses coercion and manipulation to control sex workers.
مطالعهی موردی نشان داد که چگونه یک جاکش از اجبار و دستکاری برای کنترل کارگران جنسی استفاده میکند.
The NGO trained staff to identify signs that someone is being exploited by a pimp.
سازمان غیردولتی کارکنان را آموزش داد تا نشانههای سوءاستفاده توسط یک قوّاد را شناسایی کنند.
ناپسند جاکشی کردن، قوادی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Universities should strengthen campus safety to prevent criminal groups from attempting to pimp students.
دانشگاهها باید ایمنی محوطه را تقویت کنند تا از تلاش گروههای جنایی برای قوادی کردن دانشجویان جلوگیری شود.
In the seminar, students discussed how economic hardship can lead some individuals to be coerced into pimping others.
در سمینار، دانشجویان دربارهی این که چگونه مشکلات اقتصادی میتواند برخی افراد را وادار به جاکشی کردن دیگران کند بحث کردند.
Some studies suggest that impoverished neighbourhoods are more likely to see individuals who pimp as a result of limited economic opportunities.
برخی مطالعات نشان میدهند که در محلههای فقیرتر بهدلیل فرصتهای اقتصادی محدود، احتمال بیشتری وجود دارد که افرادی قوادی کنند.
Reading passages indicate that when families disintegrate, some members may turn to exploitative roles and pimp as a means of survival.
متنهای خواندنی نشان میدهند که وقتی خانوادهها از هم میپاشند، برخی افراد ممکن است برای زنده ماندن به نقشهای سواستفادهآمیز روی آورند و اقدام به جاکشی کنند.
چشمگیر کردن، پرزرقوبرق کردن، زیباتر کردن
To enhance community engagement, the council decided to pimp the public square by adding artistic installations and colorful paving.
برای افزایش مشارکت جامعه، شورا تصمیم گرفت میدان عمومی را با افزودن چیدمانهای هنری و کفسازی رنگارنگ پرزرقوبرق کند.
Students pimp their digital portfolios with custom themes to showcase their work professionally.
دانشجویان نمونهکارهای دیجیتال خود را با قالبهای سفارشی چشمگیر میکنند تا آثارشان را حرفهای نمایش دهند.
گذشتهی ساده pimp در زبان انگلیسی pimped است.
شکل سوم pimp در زبان انگلیسی pimped است.
شکل جمع pimp در زبان انگلیسی pimps است.
وجه وصفی حال pimp در زبان انگلیسی pimping است.
سومشخص مفرد pimp در زبان انگلیسی pimps است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pimp» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pimp