آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ فروردین ۱۴۰۲

      Poleax

      ˈpoʊlæks ˈpəʊlæks

      توضیحات:

      حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی poleaxe است.

      pollaxe و pole-axe و pole axe و polax هم نوشته می‌شود.

      معنی poleax | جمله با poleax

      noun countable

      تبرزین اروپایی (گونه‌ای از ابزارهای جنگی با دسته‌ی بلند)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The knight carried a poleax as his primary weapon, ready to defend himself against any enemy.

      این شوالیه تبرزینی را به‌عنوان سلاح اصلی خود حمل می‌کرد و آماده‌ی دفاع از خود در برابر هر دشمنی بود.

      The poleaxe is a medieval weapon.

      تبرزین اروپایی یک سلاح قرون وسطایی است.

      verb - transitive

      نقش بر زمین کردن (کسی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The wrestler poleaxed his opponent with a powerful blow to the head.

      این کشتی‌گیر با ضربه‌ی محکمی به سر حریف خود، او را نقش بر زمین کرد.

      The football player poleaxed the opposing team's quarterback with a brutal tackle.

      این بازیکن فوتبال [آمریکایی] با تکلی وحشیانه، کوارتربک تیم حریف را نقش بر زمین کرد.

      verb - transitive informal

      مات و مبهوت کردن، گیج و منگ کردن (چنان شوک بزرگی به کسی وارد کردن که نداند چه کند)

      The sudden change in the company's policies poleaxed the clients.

      تغییر ناگهانی در سیاست‌های شرکت، مشتریان را مات و مبهوت کرد.

      The unexpected announcement from the management team poleaxed the employees.

      خبر غیرمنتظره‌ی تیم مدیریت، کارمندان را شوکه کرد.

      verb - transitive

      حمله کردن (به کسی)، زدن (کسی) (با تبرزین)

      The robbers poleaxed the security guard.

      سارقان به گارد امنیتی حمله کردند.

      The warrior poleaxed his enemy.

      این جنگجو دشمنش را با تبرزین زد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت poleax

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «poleax» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/poleax

      لغات نزدیک poleax

      • - pole horse
      • - pole vault
      • - poleax
      • - polecat
      • - polemic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.