آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ فروردین ۱۴۰۲

    Poleax

    ˈpoʊlæks ˈpəʊlæks

    توضیحات:

    حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی poleaxe است.

    pollaxe و pole-axe و pole axe و polax هم نوشته می‌شود.

    معنی poleax | جمله با poleax

    noun countable

    تبرزین اروپایی (گونه‌ای از ابزارهای جنگی با دسته‌ی بلند)

    The knight carried a poleax as his primary weapon, ready to defend himself against any enemy.

    این شوالیه تبرزینی را به‌عنوان سلاح اصلی خود حمل می‌کرد و آماده‌ی دفاع از خود در برابر هر دشمنی بود.

    The poleaxe is a medieval weapon.

    تبرزین اروپایی یک سلاح قرون وسطایی است.

    verb - transitive

    نقش بر زمین کردن (کسی)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The wrestler poleaxed his opponent with a powerful blow to the head.

    این کشتی‌گیر با ضربه‌ی محکمی به سر حریف خود، او را نقش بر زمین کرد.

    The football player poleaxed the opposing team's quarterback with a brutal tackle.

    این بازیکن فوتبال [آمریکایی] با تکلی وحشیانه، کوارتربک تیم حریف را نقش بر زمین کرد.

    verb - transitive informal

    مات و مبهوت کردن، گیج و منگ کردن (چنان شوک بزرگی به کسی وارد کردن که نداند چه کند)

    The sudden change in the company's policies poleaxed the clients.

    تغییر ناگهانی در سیاست‌های شرکت، مشتریان را مات و مبهوت کرد.

    The unexpected announcement from the management team poleaxed the employees.

    خبر غیرمنتظره‌ی تیم مدیریت، کارمندان را شوکه کرد.

    verb - transitive

    حمله کردن (به کسی)، زدن (کسی) (با تبرزین)

    The robbers poleaxed the security guard.

    سارقان به گارد امنیتی حمله کردند.

    The warrior poleaxed his enemy.

    این جنگجو دشمنش را با تبرزین زد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    ارجاع به لغت poleax

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «poleax» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/poleax

    لغات نزدیک poleax

    • - pole horse
    • - pole vault
    • - poleax
    • - polecat
    • - polemic
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    band-aid badly need bacteria back and forth available to start work automatically authoritatively authenticator authentic audacious at-home Apr ardent are aren't اقتدار نام کاربری مقتدر صفیر نام‌نویسی ثنا صنم نکس نصب نگران نمناک نمونه‌کار نوشابه سپک‌تاکرا وان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.