آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۴

      Police Station

      pəˈliːsˈsteɪʃn̩ pəˈliːsˈsteɪʃn̩

      معنی police station

      noun phrase A2

      کلانتری، مرکز پلیس، پاسگاه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج police station

      معنی police station به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی Police Station در زبان فارسی به «کلانتری» یا «ایستگاه پلیس» ترجمه می‌شود.

      کلانتری یا ایستگاه پلیس مکانی است که مأموران پلیس به‌صورت متمرکز در آنجا مستقر هستند تا امنیت عمومی را حفظ کرده و به نیازهای مردم در زمینه‌ی نظم و قانون پاسخ دهند. این مراکز به‌طور معمول شامل دفاتر اداری، اتاق‌های بازجویی، سالن نگهداری موقت متهمان و بخش‌هایی برای تجهیزات و خودروهای پلیس هستند. ایستگاه پلیس نقش بسیار مهمی در پیشگیری از جرم و ایجاد حس امنیت در جامعه ایفا می‌کند و اغلب نقطه‌ی اولیه‌ی تماس شهروندان با نیروی انتظامی محسوب می‌شود.

      کارکردهای یک کلانتری تنها محدود به پاسخ‌دهی به تماس‌های اضطراری نیست، بلکه شامل نظارت بر منطقه، انجام تحقیقات ابتدایی، جمع‌آوری شواهد و پیگیری پرونده‌های کوچک نیز می‌شود. مأموران پلیس در ایستگاه با برنامه‌ریزی و هماهنگی دقیق تلاش می‌کنند تا نظم عمومی حفظ شود و جرایم کاهش یابد. وجود ایستگاه پلیس در مناطق مختلف باعث افزایش حضور فعال و قابل مشاهده‌ی نیروی انتظامی می‌شود که خود عاملی پیشگیرانه علیه تخلفات است.

      ایستگاه‌های پلیس همچنین نقش آموزشی و ارتباطی با جامعه دارند. بسیاری از کلانتری‌ها برنامه‌های آموزشی برای کودکان و نوجوانان برگزار می‌کنند تا آگاهی درباره‌ی قوانین و امنیت شخصی افزایش یابد. همچنین، این مراکز با همکاری نهادهای محلی در زمینه‌های مختلف اجتماعی، مانند پیشگیری از خشونت خانگی یا جرایم اینترنتی، فعالیت می‌کنند.

      از نظر تاریخی، ایستگاه‌های پلیس به‌عنوان ستون‌های اساسی در ایجاد نظم شهری شناخته شده‌اند. شکل و سازماندهی آنها با گذر زمان تغییر کرده است، اما هدف اصلی همچنان حفظ امنیت و فراهم آوردن مکانی برای پاسخگویی به نیازهای جامعه باقی مانده است. اهمیت کلانتری‌ها در جوامع شهری و حتی روستایی به‌وضوح دیده می‌شود، زیرا آنها حلقه‌ی ارتباطی اصلی بین شهروندان و نیروی انتظامی هستند.

      کلانتری‌ها نمادی از مسئولیت و خدمات عمومی محسوب می‌شوند. حضور مؤثر و حرفه‌ای مأموران در این مراکز باعث ایجاد اعتماد در مردم و کاهش احساس ناامنی می‌شود و نقش آن‌ها در ارتقای کیفیت زندگی شهری و جامعه‌ای آرام و منظم غیرقابل انکار است.

      ارجاع به لغت police station

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «police station» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/police-station

      لغات نزدیک police station

      • - police reporter
      • - police state
      • - police station
      • - policeman
      • - policewoman
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.