آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ شهریور ۱۴۰۴

    Power Struggle

    معنی power struggle

    collocation

    مبارزه برسر قدرت، پیکار جاه و مقام، تنازع قدرت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج power struggle

    معنی power struggle به فارسی چی می‌شه؟

    ترکیب «power struggle» در زبان فارسی به «کشمکش قدرت» یا «نبرد برای قدرت» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «کشمکش قدرت» به موقعیتی اشاره دارد که در آن افراد، گروه‌ها یا سازمان‌ها برای دستیابی به نفوذ، کنترل یا جایگاه بالاتر با یکدیگر رقابت می‌کنند. این اصطلاح در زبان انگلیسی بیشتر برای توصیف موقعیت‌هایی به کار می‌رود که در آن، تعادل نیروها به هم می‌خورد و طرفین درگیر تلاش می‌کنند سهم بیشتری از منابع یا موقعیت‌های موجود به دست آورند. این کشمکش می‌تواند در مقیاسی کوچک، مانند روابط بین افراد، یا در سطحی کلان‌تر، مانند سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی رخ دهد.

    در محیط‌های کاری، کشمکش قدرت معمولاً در میان مدیران، کارمندان یا تیم‌ها دیده می‌شود. برای نمونه، زمانی که دو مدیر برای جلب نظر هیئت‌مدیره رقابت می‌کنند یا کارکنان برای ارتقای شغلی وارد رقابت می‌شوند، اصطلاح power struggle مصداق پیدا می‌کند. این نوع کشمکش‌ها اگر به‌درستی مدیریت نشوند، می‌توانند به کاهش بهره‌وری، افزایش تنش و حتی فروپاشی همکاری‌های سازمانی منجر شوند. اما در عین حال، اگر به شکلی سازنده هدایت شوند، ممکن است به نوآوری، اصلاح ساختارها و ارتقای عملکرد نیز بیانجامند.

    در روابط فردی و اجتماعی نیز «کشمکش قدرت» جایگاهی مهم دارد. بسیاری از روابط نزدیک، از جمله روابط خانوادگی یا دوستی‌های عمیق، ممکن است با نوعی رقابت پنهان برای نفوذ یا تصمیم‌گیری همراه باشند. برای مثال، در یک رابطه‌ی دوستی، ممکن است یکی از افراد تمایل بیشتری به کنترل یا هدایت داشته باشد و این میل به کنترل، نوعی power struggle ایجاد کند. چنین موقعیت‌هایی می‌تواند منبع تنش باشد، مگر آنکه طرفین به درک متقابل و تقسیم متوازن نقش‌ها دست یابند.

    از دیدگاه روان‌شناسی، کشمکش قدرت به نیاز ذاتی انسان برای استقلال، تأیید و کنترل محیط اطرافش بازمی‌گردد. هر فردی در سطحی از زندگی خود به دنبال آن است که احساس کند قدرت تصمیم‌گیری و نفوذ دارد. زمانی که این نیاز با نیاز مشابه دیگران تلاقی پیدا می‌کند، فضای رقابتی و گاه تنش‌آلودی شکل می‌گیرد. این نگاه روان‌شناختی نشان می‌دهد که power struggle نه فقط در سطح ساختارهای اجتماعی، بلکه در لایه‌های درونی شخصیت انسان نیز ریشه دارد.

    اصطلاح «power struggle» بازتابی از پویایی‌های انسانی در تلاش برای کنترل و نفوذ است. این مفهوم به ما یادآوری می‌کند که قدرت، عنصری بنیادین در روابط انسانی است و کشمکش بر سر آن، بخش جدانشدنی از زندگی اجتماعی و فردی به شمار می‌رود. مدیریت درست این کشمکش‌ها، چه در محیط کار و چه در روابط فردی، می‌تواند آن‌ها را از تهدیدی برای همکاری و آرامش به فرصتی برای رشد و تحول تبدیل کند.

    ارجاع به لغت power struggle

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «power struggle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/power-struggle

    لغات نزدیک power struggle

    • - power steering
    • - power structure
    • - power struggle
    • - power supplay
    • - power takeoff
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.