شکل جمع:
pressurizationsدر انگلیسی بریتانیایی بهجای pressurization معمولاً از pressurisation استفاده میشود.
فشار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Rapid pressurization can cause ear pain for passengers.
فشار سریع میتواند باعث درد گوش مسافران شود.
Engine pressurization is necessary to maintain fuel flow.
فشار موتور برای حفظ جریان سوخت ضروری است.
Students under constant pressurization struggled to perform well on exams.
دانشآموزانی که تحت فشار مداوم بودند، در امتحانات برای عملکرد خوب مشکل داشتند.
The pressurization of the aircraft cabin was gradual to avoid discomfort.
فشار داخل کابین هواپیما بهتدریج افزایش یافت تا ناراحتی ایجاد نشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pressurization» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pressurization