امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Put Off (making) A Decision

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
تصمیم گیری را به تعویق انداختن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- He put off making a decision until the last minute.
- او تصمیم گیری را تا دقیقه آخر به تعویق انداخت.
- Don't put off making a decision for too long.
- تصمیم گیری را برای مدت طولانی به تعویق نینداز.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت put off (making) a decision

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «put off (making) a decision» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/put-off-making-a-decision

لغات نزدیک put off (making) a decision

پیشنهاد بهبود معانی