ورزش رفتینگ (قایقرانی در رودخانهی خروشان)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They rented a raft for rafting.
آنها یک قایق بادی برای رفتینگ کرایه کردند.
He fell into the water during rafting.
او در حین رفتینگ داخل آب افتاد.
Rafting is very exciting.
رفتینگ خیلی هیجانانگیز است.
The guide taught us rafting safety.
راهنما ایمنی رفتینگ را به ما یاد داد.
Rafting requires teamwork and good communication.
رفتینگ نیاز به کار تیمی و ارتباط خوب دارد.
Kids under twelve are not allowed to go rafting on this river.
کودکان زیر دوازده سال اجازه رفتینگ در این رودخانه را ندارند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rafting» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rafting