گذشتهی ساده:
reignitedشکل سوم:
reignitedسومشخص مفرد:
reignitesوجه وصفی حال:
reignitingدوباره گداخته شدن، دوباره شعلهور شدن
The ancient forge, dormant for centuries, could potentially reignite with modern metallurgical techniques, allowing for the replication of historical artifacts.
کورهی باستانی که قرنها خاموش بود، بهطور بالقوه میتواند با تکنیکهای متالورژی مدرن دوباره شعلهور شود و امکان بازتولید مصنوعات تاریخی را فراهم کند.
The old wood-burning stove, after cooling for hours, managed to reignite from a forgotten ember.
اجاق هیزمی قدیمی پساز ساعتها خنک شدن توانست از یک خاکستر گرم خاموششده دوباره گداخته شود.
دوباره برانگیختن، احیا کردن (احساسات، علاقه، بحران)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After a period of stagnation, the innovative marketing campaign managed to reignite consumer demand for the classic product line.
پساز یک دورهی رکود، کمپین بازاریابی نوآورانه موفق شد تقاضای مصرفکننده برای خط تولید کلاسیک را برانگیزد.
Efforts to introduce sustainable energy sources aim to reignite economic growth in rural areas by creating new industries.
تلاشها برای معرفی منابع انرژی پایدار با هدف ایجاد صنایع جدید، رشد اقتصادی در مناطق روستایی را احیا میکند.
The recent archaeological findings could reignite public interest in the ancient civilization's forgotten history.
یافتههای باستانشناسی اخیر میتواند علاقهی عمومی را به تاریخ فراموششدهی تمدن باستانی را دوباره برانگیزد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reignite» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reignite