Rosary

ˈroʊzəri ˈrəʊzəri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
تسبیح، ذکر با تسبیح، گلستان

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد rosary

  1. noun A string of beads used in counting prayers (especially by Catholics)
    Synonyms:
    beads string of beads prayer-beads prayers series of prayers chaplet

ارجاع به لغت rosary

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «rosary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rosary

لغات نزدیک rosary

پیشنهاد بهبود معانی