آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

      Rose

      roʊz rəʊz

      مصدر:

      rise

      شکل سوم:

      risen

      سوم‌شخص مفرد:

      rises

      وجه وصفی حال:

      rising

      شکل جمع:

      roses

      معنی rose | جمله با rose

      noun countable B1

      گل گیاه‌شناسی گل رز

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گل

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Hooshang sent roses to Soodabeh as a token of his love.

      هوشنگ به نشانه‌ی عشق برای سودابه گل رز فرستاد.

      The cultivation of various rose species is a significant aspect of horticultural practices in temperate climates.

      کشت گونه‌های مختلف گل رز جنبه‌ی مهمی از شیوه‌های باغبانی در آب‌وهوای معتدل است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Listen to the lecture on the historical symbolism of the rose across different cultures and its evolution in art.

      به سخنرانی در مورد نمادگرایی تاریخی گل رز در فرهنگ‌های مختلف و تکامل آن در هنر گوش دهید.

      noun countable

      سرآب‌پاش، سرشیلنگ، سرافشانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      For effective irrigation of delicate seedlings, a watering can equipped with a fine-spray rose is typically recommended.

      برای آبیاری مؤثر نهال‌های ظریف، معمولاً یک آب‌پاش مجهز به سرآب‌پاش با پاشش ریز توصیه می‌شود.

      Could you please hand me the rose for the watering can?

      می‌شود لطفاً سرشیلنگ را به من بدهید؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The technician replaced the worn-out rose on the high-pressure cleaning system, restoring its optimal spray performance.

      تکنسین سرافشانه‌ی فرسوده‌ی سیستم تمیزکننده‌ی پرفشار را تعویض کرد و عملکرد پاشش بهینه‌ی آن را بازگرداند.

      adjective noun uncountable

      رنگ صورتی، گلی، گلفام

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      The painting exhibited a masterful use of rose and crimson hues to depict the floral arrangement.

      این نقاشی استفاده‌ی استادانه ای از رنگ‌های صورتی و زرشکی را برای به تصویر کشیدن چینش گل نشان می‌داد.

      The baby's cheeks had a rose tint after her nap.

      گونه‌های کودک پس‌از چرت زدن، رنگ گلی داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      rose topaz

      زبرجد گلفام

      noun countable uncountable

      (rosé) ‫شراب صورتی‬

      The increasing global demand for rosé has led to significant shifts in viticulture practices in certain regions.

      افزایش تقاضای جهانی برای شراب صورتی‬ منجر به تغییرات قابل توجهی در شیوه‌های کشت انگور در مناطق خاصی شده است.

      She prefers rosé over red wine during the warmer months.

      او شراب صورتی‬ را به شراب قرمز در ماه‌های گرم‌تر ترجیح می‌دهد.

      A2

      گذشته‌ی ساده‌ی فعل rise

      The sun rose above the mountains, casting long shadows across the valley.

      خورشید از بالای کوه‌ها طلوع کرد و سایه‌های بلندی را در سراسر دره افکند.

      The average global temperature has consistently rose over the past century, a trend attributed to various anthropogenic factors.

      میانگین دمای جهانی در طول قرن گذشته به‌طور پیوسته افزایش یافته است؛ روندی که به عوامل مختلف انسانی نسبت داده می‌شود.

      noun countable

      ‫صفحه‌ی قطب‌نما‬

      The ship's compass rose helped the captain steer through the fog.

      صفحه‌ی قطب‌نمای کشتی به ناخدا کمک کرد تا در مه مسیر را هدایت کند.

      The intricate design of the compass rose on ancient navigation charts often incorporated artistic flourishes alongside its practical directional indicators.

      طراحی پیچیده‌ی صفحه‌ی قطب‌نما در نقشه‌های ناوبری باستانی اغلب شامل تزئینات هنری در کنار نشانگرهای جهت‌دار کاربردی آن بود.

      noun countable

      (roses) ‫گل‬ (‫موقعیت آسان یا دلپذیر‬)

      Life isn't always roses; sometimes you have to work hard to achieve your goals.

      زندگی همیشه گل و بلبل نیست؛ گاهی اوقات باید سخت کار کنید تا به اهدافتان برسید.

      While the initial phase of the project seemed all roses, subsequent logistical hurdles emerged, necessitating a revised timeline.

      درحالی‌که فاز اولیه‌ی پروژه کاملاً گل به نظر می‌رسید، موانع لجستیکی بعدی پدیدار شدند که نیاز به بازنگری در جدول زمانی داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She thought the new job would be all roses, but it turned out to have many challenges.

      او فکر می‌کرد شغل جدیدش سراسر گل و بلبل خواهد بود، اما معلوم شد چالش‌های زیادی دارد.

      adjective

      گل گیاه‌شناسی ‫مربوط به گل رز‬

      The study investigated the efficacy of rose extract in dermatological applications, noting its anti-inflammatory properties.

      این مطالعه کارایی عصاره‌ی گل رز را در کاربردهای پوستی بررسی کرد و به خواص ضدالتهابی آن اشاره نمود.

      rose soap

      صابون با عطر گل رز

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      rose water

      گلاب

      She bought a beautiful rose-scented candle for her living room.

      او یک شمع خوش‌بوی رُزی زیبا برای اتاق نشیمنش خرید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rose

      1. adjective of something having a dusty purplish pink color
        Synonyms:
        reddish rose-colored rosy deep pink flushed roseate rosaceous dawn-tinted
      1. verb come up, of celestial bodies
        Synonyms:
        uprose ascended rebelled revolted
        Antonyms:
        set complied cooperated kowtowed
      1. verb come into existence; take on form or shape
        Synonyms:
        began started appeared developed arose emerged increased originated succeeded advanced attained reached grew lifted raised elevated boosted climbed mounted gained prospered flourished multiplied swelled intensified derived stemmed emanated flowed issued sprung proceeded amounted surged loomed hove stood overcame welled aspired ascended graded hilled hiked skyrocketed spiralled soared transcended uprose revolted rebelled awoke
      1. verb rise up
        Synonyms:
        climbed ascended advanced lifted mounted jumped inflated bulged reared
      1. verb rise to one's feet
        Synonyms:
        arose awoke uprose piled
        Antonyms:
        fell dropped descended lowered
      1. verb progress in business
        Synonyms:
        advanced progressed prospered succeeded flourished throve arrived
        Antonyms:
        failed declined dropped fell worsened slumped deteriorated
      1. verb increase in value or to a higher point
        Synonyms:
        increased grew expanded extended raised enhanced advanced multiplied doubled magnified amplified intensified boosted escalated soared climbed swelled built waxed inflated enlarged mounted heightened accelerated spread distended proved aggrandized
        Antonyms:
        decreased declined lowered lessened receded contracted descended
      1. verb return from the dead
        Synonyms:
        arose resurrected stood uprose
      1. verb go up or advance
        Synonyms:
        grew arose ascended climbed mounted lifted soared surged waxed scaled reared uprose rocketed surmounted
        Antonyms:
        fell dropped waned retired
      1. verb become more extreme
        Synonyms:
        heightened
        Antonyms:
        declined receded regressed
      1. noun pinkish table wine from red grapes whose skins were removed after fermentation began
        Synonyms:
        pink red rouge blush rose-wine pink-wine blush-wine rosette rosebush
      1. noun a dusty pink color
        Synonyms:
        rosiness

      Idioms

      come up roses

      (عامیانه) خوب از آب در آمدن

      days of wine and roses

      ایام خوش، دوران کامیابی و خوشی

      through rose-colored glasses

      (به ویژه افراط آمیز) با خوش‌بینی

      سوال‌های رایج rose

      معنی rose به فارسی چی میشه؟

      گل رز (Rose) یکی از زیباترین و شناخته‌شده‌ترین گل‌ها در جهان است که به دلیل زیبایی، عطر دل‌انگیز و نمادین بودنش در فرهنگ‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است. در ادامه به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب درباره گل رز می‌پردازیم.

      معانی گل رز:

      گل رز معمولاً به عنوان نماد عشق و محبت شناخته می‌شود. رنگ‌های مختلف گل رز معانی متفاوتی دارند:

      1. رز قرمز: نماد عشق و شور و شوق است. این رنگ معمولاً برای ابراز عشق به کار می‌رود و در مناسبت‌هایی مانند روز ولنتاین و سالگرد ازدواج هدیه داده می‌شود.

      2. رز سفید: نماد پاکی، صداقت و عشق بی‌نهایت است. این رنگ معمولاً در مراسم عروسی و تشییع جنازه به کار می‌رود.

      3. رز زرد: نماد دوستی، شادی و خوشحالی است. گل‌های زرد به عنوان نشانه‌ای از دوستی و خوشحالی به یکدیگر هدیه داده می‌شوند.

      4. رز صورتی: این رنگ نماد محبت، شکرگزاری و تحسین است. گل رز صورتی معمولاً برای ابراز قدردانی و تحسین به کار می‌رود.

      5. رز نارنجی: نماد اشتیاق و انرژی است و معمولاً برای ابراز احساسات قوی و شوق به کار می‌رود.

      تاریخچه و فرهنگ:

      گل رز از دوران باستان مورد توجه بشر بوده و در اساطیر، ادبیات و هنرهای مختلف نقش بسزایی داشته است. در فرهنگ‌های مختلف، گل رز به عنوان نماد زیبایی و عشق در آثار ادبی و هنری مورد استفاده قرار گرفته است. در یونان باستان، گل رز به آفرودیت، الهه عشق، نسبت داده می‌شد و در روم باستان نیز به عنوان نماد زیبایی و عشق شناخته می‌شد.

      نکات جالب درباره گل رز:

      1. تنوع گونه‌ها: گل رز دارای بیش از 150 گونه مختلف و هزاران واریته است. این تنوع باعث شده است که رنگ‌ها، اندازه‌ها و عطرهای مختلفی از گل رز وجود داشته باشد.

      2. عطر و رایحه: گل‌های رز به دلیل عطر و رایحه دل‌انگیزشان بسیار محبوب هستند و بسیاری از عطرها و ادکلن‌ها از عصاره گل رز استفاده می‌کنند.

      3. خواص دارویی: برخی از گونه‌های گل رز خواص دارویی دارند و از گلبرگ‌های آن در تهیه دمنوش‌ها و محصولات آرایشی استفاده می‌شود. مثلاً، دمنوش گل رز به عنوان یک آرام‌بخش طبیعی شناخته می‌شود.

      4. نماد صلح: در برخی فرهنگ‌ها، گل رز به عنوان نماد صلح نیز شناخته می‌شود. به عنوان مثال، در جنگ جهانی اول و دوم، گل رز به عنوان نماد صلح در مراسم‌ها و یادبودها استفاده می‌شد.

      5. مناسبت‌ها و مراسم: گل رز در بسیاری از مناسبت‌ها و مراسم‌ها مانند عروسی، تولد، سالگرد و روز مادر به عنوان هدیه محبوب است و معمولاً به عنوان نماد عشق و محبت به کار می‌رود.

      شکل سوم rose چی میشه؟

      شکل سوم rose در زبان انگلیسی risen است.

      شکل جمع rose چی میشه؟

      شکل جمع rose در زبان انگلیسی roses است.

      وجه وصفی حال rose چی میشه؟

      وجه وصفی حال rose در زبان انگلیسی rising است.

      سوم‌شخص مفرد rose چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rose در زبان انگلیسی rises است.

      ارجاع به لغت rose

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rose

      لغات نزدیک rose

      • - rosary
      • - roscoe
      • - rose
      • - rose acacia
      • - rose bush
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rocket fennel jicama taro kohlrabi parsnip endive thesaurus chicory seaweed yam celeriac horseradish sorrel purslane مشک مشق مسحور مهندسی محفظه‌ی احتراق ملاس پرتاب پرتاب کردن تحمیلی فنگ‌شویی فسفردار عبور کردن عتبه غیرصمیمانه قضیه‌ی تبعی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.