آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

      Blush

      blʌʃ blʌʃ

      مصدر:

      to blush

      گذشته‌ی ساده:

      blushed

      شکل سوم:

      blushed

      سوم‌شخص مفرد:

      blushes

      وجه وصفی حال:

      blushing

      شکل جمع:

      blushes

      معنی blush | جمله با blush

      verb - intransitive B2

      سرخ‌ شدن (صورت) (از شرم یا سردرگمی و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      She blushed at remembering her own past mistakes.

      با یادآوری اشتباه‌های گذشته، صورتش از خجالت سرخ شد.

      When she saw the neighbor's son, she blushed.

      وقتی پسر همسایه را دید، سرخ شد.

      noun countable

      سرخی، سرخ شدن (صورت) (از خجالت و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      I felt everybody was noticing my blush.

      احساس می‌کردم که همه متوجه سرخی من بودند.

      The shy girl's constant blushes gave away her true feelings.

      سرخ شدن‌های مداوم دختر خجالتی احساسات واقعی او را فاش کرد.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی آرایش و پیرایش رژگونه

      She applied a touch of blush to her cheeks.

      کمی رژگونه روی گونه‌هایش زد.

      Her face lit up with a beautiful blush.

      صورتش با رژگونه‌ای زیبا برق زد.

      noun countable uncountable

      رنگ صورتی کم‌رنگ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      The curtains were blush.

      رنگ پرده‌ها صورتی کم‌رنگ بود.

      She wore a stunning blush dress.

      او لباسی خیره‌کننده به رنگ صورتی کم‌رنگ به تن داشت.

      noun countable uncountable

      بلاش (نوعی شراب)

      I can't resist a glass of blush on a warm summer evening.

      نمی‌توانم در مقابل گیلاس بلاش در عصر گرم تابستانی مقاومت کنم.

      We celebrated our anniversary with a bottle of exquisite blush.

      سالگردمان را با یک بطری بلاش ممتاز جشن گرفتیم.

      noun

      نظر، نگاه (بیرونی)

      The politician's promises sounded great at first blush.

      وعده‌های این سیاستمدار در نگاه اول عالی به نظر می‌رسید.

      At first blush, the idea of quitting my job seemed crazy.

      در نظر اول، ایده‌ی ترک شغلم دیوانه‌کننده به نظر می‌رسید.

      verb - intransitive

      خجالت کشیدن، شرمگین شدن، شرمنده شدن

      I blush to admit that.

      از اذعان آن (موضوع) شرمنده‌ام.

      I always blush when someone catches me doing something embarrassing.

      همیشه وقتی کسی مرا در حال انجام کاری شرم‌آور می‌گیرد، خجالت می‌کشم.

      verb - intransitive

      سرخ شدن

      The sunset made the sky blush.

      غروب آسمان را سرخ کرد.

      The ripe apples on the tree began to blush.

      سیب‌های رسیده روی درخت شروع به سرخ شدن کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blush

      1. noun pink coloring
        Synonyms:
        color redness flush glow rosiness bloom blossom burning flushing reddening ruddiness pink tinge rosy tint scarlet mantling glowing
        Antonyms:
        whiteness paleness pallidity
      1. verb become colored, pinken
        Synonyms:
        redden flush turn red color glow crimson rouge turn scarlet have rosy cheeks mantle
        Antonyms:
        pale blanch

      Idioms

      at first blush

      در اولین نظر، بدون تعمق و تفکر

      to spare someones blushes

      از خجالت دادن کسی خودداری کردن، خیط نکردن، بور نکردن

      سوال‌های رایج blush

      گذشته‌ی ساده blush چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده blush در زبان انگلیسی blushed است.

      شکل سوم blush چی میشه؟

      شکل سوم blush در زبان انگلیسی blushed است.

      شکل جمع blush چی میشه؟

      شکل جمع blush در زبان انگلیسی blushes است.

      وجه وصفی حال blush چی میشه؟

      وجه وصفی حال blush در زبان انگلیسی blushing است.

      سوم‌شخص مفرد blush چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد blush در زبان انگلیسی blushes است.

      ارجاع به لغت blush

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blush» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blush

      لغات نزدیک blush

      • - blurry
      • - blurt
      • - blush
      • - blush wine
      • - blusher
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      acute hearing ADHD adjuvant aerobic affusion above all aluminium alchemy indifference amphibian and abdominal region antigen keep up with the Joneses bouquet همبرگر همراه با همه کس هم‌سطح فیلم پشت پوتین پژمرده شدن پیشانی امری پیشرفته الگوریتم پیش‌نیاز چراغ چراغ‌خواب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.