آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۴

      Redness

      ˈrednəs ˈrednɪs

      معنی redness

      noun

      سرخی، قرمزی، گلگونی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد redness

      1. noun a response of body tissues to injury or irritation; characterized by pain and swelling and redness and heat
        Synonyms:
        inflammation rubor blurredness
      1. noun red color or pigment; the chromatic color resembling the hue of blood
        Synonyms:
        red

      سوال‌های رایج redness

      معنی redness به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «redness» در زبان فارسی به‌معنای «قرمزی» یا «سرخی» است.

      این واژه برای توصیف رنگ قرمز در یک شیء، پوست، چشم یا هر سطح دیگری به کار می‌رود و معمولاً به نشانه‌ی تغییر رنگ، التهاب یا تحریک اشاره دارد. «Redness» یک اسم انتزاعی است که ویژگی رنگ قرمز یا شدت آن را بیان می‌کند.

      در وهله‌ی نخست، باید دانست که «redness» می‌تواند به ظاهر رنگ قرمز طبیعی یا مصنوعی اشاره داشته باشد. برای مثال، جمله‌ی “The redness of the sunset was breathtaking” یعنی «قرمزی غروب خورشید خیره‌کننده بود.» این کاربرد نشان می‌دهد که «redness» صرفاً محدود به بدن انسان نیست و می‌تواند در توصیف طبیعت، اشیا یا مناظر نیز استفاده شود.

      از منظر پزشکی، «redness» اغلب به التهاب، تحریک یا افزایش جریان خون در پوست یا مخاط اشاره دارد. برای نمونه، جمله‌ی “Redness around the wound indicates inflammation” یعنی «قرمزی اطراف زخم نشانه‌ی التهاب است.» این کاربرد اهمیت بالینی دارد و به پزشکان و بیماران کمک می‌کند تا علائم فیزیکی و وضعیت سلامتی را تشخیص دهند.

      از دید زیبایی و مراقبت از پوست، «redness» می‌تواند به پوست حساس یا تحریک‌شده اشاره کند. بسیاری از کرم‌ها و محصولات مراقبتی برای کاهش redness طراحی شده‌اند، زیرا ظاهر قرمز پوست ممکن است ناخوشایند یا نشانه‌ی مشکل باشد. جمله‌ای مانند “The cream helps reduce redness and soothes the skin” یعنی «این کرم به کاهش قرمزی کمک کرده و پوست را آرام می‌کند.»

      از نظر زبانی، «redness» نمونه‌ای از اسم انتزاعی ساخته‌شده از صفت red با پسوند -ness است که ویژگی یا کیفیت قرمز بودن را نشان می‌دهد. این پسوند در انگلیسی برای تبدیل صفات به اسامی انتزاعی کاربرد دارد، مانند happiness (شادمانی)، darkness (تاریکی) و softness (نرمی). بنابراین، «redness» ویژگی رنگ را به صورت مفهومی و عمومی بیان می‌کند.

      «redness» عبارتی است که هم ویژگی رنگ قرمز در اشیا و مناظر را توصیف می‌کند و هم نشانه‌های پزشکی و زیبایی پوست را بیان می‌کند. این واژه کمک می‌کند تا زبان‌آموزان بتوانند تغییر رنگ، قرمزی و شدت آن را در زمینه‌های مختلف به شکلی دقیق و طبیعی توصیف کنند.

      ارجاع به لغت redness

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «redness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/redness

      لغات نزدیک redness

      • - redlining
      • - redneck
      • - redness
      • - redo
      • - redolence
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.