آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ دی ۱۴۰۲

      Grew

      ɡruː ɡruː

      مصدر:

      grow

      شکل سوم:

      grown

      سوم‌شخص مفرد:

      grows

      وجه وصفی حال:

      growing

      معنی grew | جمله با grew

      گذشته‌ی ساده‌ی فعل grow

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      Over the years, their friendship grew stronger.

      با گذشت سال‌ها، دوستی آن‌ها قوی‌تر شد.

      The population of the city grew rapidly.

      جمعیت شهر به‌سرعت رشد کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد grew

      1. verb come into existence; take on form or shape
        Synonyms:
        became come started originated rose developed got arose turned uprose waxed
      1. verb develop and reach maturity; undergo maturation
        Synonyms:
        developed matured improved increased advanced expanded aged evolved progressed flourished blossomed ripened enhanced cultivated fostered nurtured propagated produced extended flowered enlarged swelled altered shifted turned passed acquired bettered raised rose waxed widened accrued tended nourished edified mellowed mushroomed multiplied germinated sprouted vegetated incubated throve skyrocketed flowed became
        Antonyms:
        continued preserved regressed
      1. verb cultivate by growing, often involving improvements by means of agricultural techniques
        Synonyms:
        cultivated farmed produced developed raised nurtured tended planted bred fostered propagated nursed marketed
        Antonyms:
        neglected harmed impeded
      1. verb evolve
        Synonyms:
        developed increased expanded advanced gained spread enlarged built flourished mounted rose accumulated multiplied extended boosted magnified amplified escalated stretched matured sprouted germinated waxed swelled throve dilated aggrandized abounded luxuriated soared
        Antonyms:
        decreased reduced lessened declined diminished halted stopped shrunk stagnated withered waned atrophied blasted

      سوال‌های رایج grew

      شکل سوم grew چی میشه؟

      شکل سوم grew در زبان انگلیسی grown است.

      وجه وصفی حال grew چی میشه؟

      وجه وصفی حال grew در زبان انگلیسی growing است.

      سوم‌شخص مفرد grew چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد grew در زبان انگلیسی grows است.

      ارجاع به لغت grew

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «grew» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/grew

      لغات نزدیک grew

      • - gretna green
      • - greuze
      • - grew
      • - grey area
      • - grey friar
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jacaranda ironwood teak magnolia locust ginkgo paulownia kapok sweet gum redbud honey locust sequoia linden tamarind manzanita سلب صلاحیت رفاقت کردن ذرات رادیواکتیو دستخوش اعجاب شدن تعمید باطری خورشیدی استیروفوم کمدین آلبانی آناپست آهن‌ربا اتمسفری بازنویسی کردن باقیمانده لبنانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.