به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Seedling

ˈsiːdlɪŋ ˈsiːdlɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    گیاه‌شناسی جوانه، گیاه نشاشده، نهال، جوانه‌ی کوچک درخت
    • - The seedling grew taller each day.
    • - نهال هر روز بلندتر می‌شد.
    • - We carefully watered and nurtured the delicate seedling in its pot.
    • - جوانه‌ی ظریف را در گلدانش با دقت آبیاری و پرورش دادیم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت seedling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «seedling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/seedling

لغات نزدیک seedling

پیشنهاد بهبود معانی