آبوهوا آبوهوای آرام (بدون طوفان و ...)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی آبوهوا
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Settled weather will make it easier to repair the roof.
آبوهوای آرام تعمیر سقف را آسانتر خواهد کرد.
They postponed the race until settled weather returned.
آنها مسابقه را تا بازگشت آبوهوای آرام به تأخیر انداختند.
After days of storms, we finally have settled weather.
پساز روزها طوفان، بالاخره آبوهوای آرامی داریم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «settled weather» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/settled-weather