Shish Kebab

ˈʃiːʃ kəˌbɑːb ˈʃiːʃ kɪˌbæb
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    shish kabobs

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    غذا و آشپزی شیش‌کباب (گوشت به سیخ‌ کشیده‌شده)
    • - The aroma of shish kebab filled the air.
    • - عطر شیش‌کباب فضا را پر کرده بود.
    • - I ordered a shish kebab from my favorite restaurant.
    • - از رستوران محبوبم شیش‌کباب سفارش دادم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد shish kebab

  1. noun food on a skewer
    Synonyms: shish kabob, shish kebob, skewered food

ارجاع به لغت shish kebab

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «shish kebab» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/shish-kebab

لغات نزدیک shish kebab

پیشنهاد بهبود معانی