Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Shit

      ʃɪt ʃɪt ʃɪt ʃɪt

      گذشته‌ی ساده:

      shat

      شکل سوم:

      shat

      سوم‌شخص مفرد:

      shits

      وجه وصفی حال:

      shitting

      شکل جمع:

      shits

      صفت تفضیلی:

      shitter

      صفت عالی:

      shittest

      معنی shit

      noun adverb interjection

      ریدن، گه، ان، عن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shit

      1. noun obscene words for unacceptable behavior
        Synonyms:
        crap bullshit bull poop shite horseshit dirt turd dogshit irish bull
      1. noun insulting terms of address for people who are stupid or irritating or ridiculous
        Synonyms:
        bastard son-of-a-bitch sob dickhead prick mother fucker whoreson
      1. noun a coarse term for defecation
        Synonyms:
        dump
      1. noun something of little value
        Synonyms:
        darn hoot squat jack diddly shucks doodly-squat diddly-squat diddlyshit diddly-shit damn red-cent diddley tinker's dam tinker's damn
      1. verb give away information about somebody
        Synonyms:
        betray give away tell-on rat snitch denounce shop grass stag
      1. verb have a bowel movement
        Synonyms:
        crap defecate stool make ca-ca take-a-shit take-a-crap

      Phrasal verbs

      shit on

      (عامیانه) بی‌ادبی کردن، توهین کردن، به کسی ریدن

      Idioms

      beat (or kick) the shit out of (someone)

      (عامیانه) (کسی را) کتک جانانه زدن، له و لورده کردن

      eat shit

      (عامیانه) گه خوردن، اظهار پشیمانی کردن، خوار و خفیف شدن

      get one's shit together

      (عامیانه) امور خود را سامان دادن، کارها را مرتب کردن

      in the shit

      (عامیانه) تا خرخره در گه، سخت گرفتار، سخت بدبخت

      not give a shit

      (عامیانه) اصلاً اهمیت ندادن

      Idioms بیشتر

      not worth a shit

      (عامیانه) بی‌ارزش، بی‌مصرف، اصلاً به‌درد نخور

      scare the shit out (of someone)

      (عامیانه) کسی را سخت ترساندن، زهره ترک کردن

      shit oneself

      (عامیانه) 1- توی تنبان خود ریدن 2- ترسیدن، شلوار خود را زرد کردن

      take a shit

      (عامیانه) ریدن، ریدمان کردن

      tough shit!

      (عامیانه) چه بد!، عجب!

      when the shit hits the fan

      (عامیانه) هنگام بحران، وقت سختی

      سوال‌های رایج shit

      گذشته‌ی ساده shit چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shit در زبان انگلیسی shat است.

      شکل سوم shit چی میشه؟

      شکل سوم shit در زبان انگلیسی shat است.

      شکل جمع shit چی میشه؟

      شکل جمع shit در زبان انگلیسی shits است.

      وجه وصفی حال shit چی میشه؟

      وجه وصفی حال shit در زبان انگلیسی shitting است.

      سوم‌شخص مفرد shit چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shit در زبان انگلیسی shits است.

      صفت تفضیلی shit چی میشه؟

      صفت تفضیلی shit در زبان انگلیسی shitter است.

      صفت عالی shit چی میشه؟

      صفت عالی shit در زبان انگلیسی shittest است.

      ارجاع به لغت shit

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shit

      لغات نزدیک shit

      • - shirty
      • - shish kebab
      • - shit
      • - shit on
      • - shit oneself
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.