آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ بهمن ۱۴۰۲

      Sickle

      ˈsɪkl ˈsɪkl

      گذشته‌ی ساده:

      sickled

      شکل سوم:

      sickled

      سوم‌شخص مفرد:

      sickles

      وجه وصفی حال:

      sickling

      شکل جمع:

      sickles

      معنی sickle | جمله با sickle

      noun countable

      داس

      The farmer used a sickle to harvest the wheat in the field.

      کشاورز از داس برای برداشت گندم در مزرعه استفاده کرد.

      He sharpened the sickle.

      داس را تیز کرد.

      adjective

      داسی‌شکل، به شکل داس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The sickle curve of the river made for a scenic view.

      منحنی داسی‌شکل رودخانه منظره‌ای زیبا را به وجود آورده است.

      The sickle moon slowly rose above the horizon.

      ماه داسی‌شکل به‌آرامی از افق برخاست.

      verb - transitive

      با داس درو کردن

      The farmer sickled the wheat in the early morning.

      کشاورز صبح زود گندم را با داس درو کرد.

      He sickled the ripe corn.

      ذرت‌های رسیده را با داس درو کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      پزشکی داسی‌شکل شدن (گلبول قرمز)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The red blood cells begin to sickle in response to the low oxygen levels.

      گلبول‌های قرمز خون در پاسخ به سطوح پایین اکسیژن شروع به داسی شدن می‌کنند.

      As the disease progresses, more and more red blood cells sickle.

      با پیشرفت بیماری، گلبول‌های قرمز بیشتر و بیشتر داسی‌شکل می‌شوند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sickle

      1. noun an edge tool for cutting grass or crops; has a curved blade and a short handle
        Synonyms:
        reaping-hook reap-hook
      1. adjective
        Synonyms:
        falciform falcate

      سوال‌های رایج sickle

      گذشته‌ی ساده sickle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sickle در زبان انگلیسی sickled است.

      شکل سوم sickle چی میشه؟

      شکل سوم sickle در زبان انگلیسی sickled است.

      شکل جمع sickle چی میشه؟

      شکل جمع sickle در زبان انگلیسی sickles است.

      وجه وصفی حال sickle چی میشه؟

      وجه وصفی حال sickle در زبان انگلیسی sickling است.

      سوم‌شخص مفرد sickle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sickle در زبان انگلیسی sickles است.

      ارجاع به لغت sickle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sickle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sickle

      لغات نزدیک sickle

      • - sickie
      • - sickish
      • - sickle
      • - sickle bar
      • - sickle cell anemia
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.