شکل نوشتاری دیگر این لغت: spick-and-span
تروتمیز، آراسته، مرتب، پاکیزه (بهویژه مربوط به مکان)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After the cleaning, the kitchen looked spick and span.
پساز تمیزکاری، آشپزخانه تمیز و مرتب به نظر میرسید.
The council spends a lot of money keeping the town spick and span.
شورا، هزینهی زیادی برای پاکیزه نگه داشتن شهر میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «spick and span» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/spick and span