آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ فروردین ۱۴۰۴

      Stirrup

      ˈstɪrəp ˈstɪrəp

      شکل جمع:

      stirrups

      معنی stirrup | جمله با stirrup

      noun countable

      رکاب (قطعه‌ی فلزی آویزان از دو طرف زین اسب که برای قرار دادن پا و حفظ تعادل سوارکار کاربرد دارد)

      She adjusted the stirrups and mounted the horse with ease.

      او رکاب‌ها را تنظیم کرد و به‌راحتی سوار اسب شد.

      The stirrup leather was worn out and needed to be replaced.

      چرم رکاب فرسوده شده بود و نیاز به تعویض داشت.

      noun countable

      قطعه‌ی رکاب‌مانند، قطعه‌ی شبیه رکاب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The stirrup on the device made it more comfortable to use.

      قطعه‌ی رکاب‌مانند روی دستگاه، استفاده از آن را راحت‌تر می‌کرد.

      The metal frame had a stirrup at the bottom to help balance the structure.

      چارچوب فلزی در پایین خود قطعه‌‌ای رکاب‌مانند داشت که به تعادل ساختار کمک می‌کرد.

      noun countable

      پارِکاب طنابی

      The climber used the stirrup to help him cross the deep crevasse safely.

      کوه‌نورد برای عبور ایمن از شکاف عمیق از پارکاب طنابی استفاده کرد.

      Using a stirrup, the mountaineer was able to reach the higher ledge.

      با استفاده از پارکاب طنابی، کوه‌نورد توانست به‌راحتی به لبه‌ی بالاتر برسد.

      noun countable

      کالبدشناسی استخوان رکابی (استخوانی در گوش میانی انسان و سایر پستانداران که در انتقال ارتعاشات صوتی به گوش درونی دخالت دارد)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      The smallest bone in the human body is the stirrup.

      استخوان رکابی کوچک‌ترین استخوان بدن انسان است.

      Damage to the stirrup can cause hearing loss.

      آسیب به استخوان رکابی می‌تواند باعث از دست دادن شنوایی شود.

      noun countable

      خاموت (نوعی قطعه‌ی فلزی که دور میلگردهای طولی بسته می‌شود تا مقاومت سازه را در برابر نیروهای برشی افزایش دهد)

      The engineer inspected the stirrups before pouring the concrete.

      مهندس قبل‌از ریختن بتن، خاموت‌ها را بررسی کرد.

      Stirrups are essential for preventing bending or buckling of the reinforced concrete beams.

      خاموت‌ها برای جلوگیری از خمیدگی یا پیچش تیرهای بتنی مسلح ضروری هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stirrup

      1. noun support consisting of metal loops into which rider's feet go
        Synonyms:
        stirrup iron stapes

      سوال‌های رایج stirrup

      شکل جمع stirrup چی میشه؟

      شکل جمع stirrup در زبان انگلیسی stirrups است.

      ارجاع به لغت stirrup

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stirrup» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stirrup

      لغات نزدیک stirrup

      • - stirps
      • - stirring
      • - stirrup
      • - stirrup (bone)
      • - stirrup cup
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.