حومهی شهر، مناطق روستایی اطراف، حومهی سرسبز و خوشآبوهوا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالوکیشنهای متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We drove through the surrounding countryside at sunset.
ما هنگام غروب از مناطق روستایی اطراف عبور کردیم.
We rented a cottage in the surrounding countryside for the weekend.
ما برای آخرهفته کلبهای در حومهی شهر اجاره کردیم.
The fog rolled in across the surrounding countryside that morning.
آن صبح، مه سراسر مناطق روستایی اطراف را فرا گرفت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «surrounding countryside» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/surrounding-countryside