فراگیری،حضور فراگیر، همهجا حاضری، وجود همزمان در همه جا، حضور مطلق
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The ubiquity of mass media in the late 20th century completely transformed political campaigning.
فراگیری رسانههای گروهی در اواخر قرن بیستم، مبارزات انتخاباتی سیاسی را کاملاً متحول کرد.
Despite the ubiquity of computers in classrooms, some educators still prefer traditional textbooks.
با وجود فراگیری کامپیوترها در کلاسهای درس، برخی از مربیان آموزشی هنوز کتابهای درسی سنتی را ترجیح میدهند.
The poet wrote about the ubiquity of the divine, sensing God in mountain, sea, and city alike.
شاعر دربارهی حضور مطلق الهی نوشت و خدا را در کوه، دریا و شهر به یک اندازه احساس کرد.
The teaching emphasized God's ubiquity, reminding students that divine presence permeates all existence.
این آموزش بر حضور مطلق خدا تأکید داشت و به دانشآموزان یادآوری میکرد که حضور الهی همهی وجود را فرا گرفته است.
Believers often speak of God's ubiquity, feeling His presence in every corner of their lives.
مؤمنان اغلب از حضور مطلق خدا سخن میگویند و حضور او را در هر گوشه از زندگیشان احساس میکنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ubiquity» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ubiquity