Withers

ˈwɪðərz ˈwɪðəz
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

plural preposition
(نظامی) جلوه‌گاه (در اسب)، قسمت واقع بین استخوان‌های کتف (در گردن حیوانات)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد withers

  1. verb lose freshness, vigor, or vitality
    Synonyms:
    dies decays weakens declines fades wastes ages wilts droops languishes deteriorates shrinks wanes shrivels dehydrates atrophies blights sears paralyzes numbs stuns stupefies benumbs wrinkles petrifies
    Antonyms:
    revives blooms
  1. verb droop, decline
    Synonyms:
    languishes pines
    Antonyms:
    blooms grows
  1. verb to make or become no longer fresh or shapely because of loss of moisture
    Synonyms:
    shrivels sears mummifies

ارجاع به لغت withers

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «withers» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/withers

لغات نزدیک withers

پیشنهاد بهبود معانی