آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Woody

ˈwʊdi ˈwʊdi

معنی woody | جمله با woody

adjective

جنگل‌دار، پر درخت، چوبی، پوشیده از چوب

a woody land

سرزمین پوشیده از درخت

woody perennials

گیاهان چندسال‌زی و چوبین‌ساقه

adjective

چوب مانند

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

a woody taste

مزه‌ی چوب‌مانند

wine with a woody flavor

شراب با طعم چوبی

noun

(چیزی) از جنس چوب

a wood-paneled station wagon

یک ایستگاه واگن با پنل چوبی

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد woody

  1. adjective abounding in trees
  1. adjective made of or containing or resembling wood
    Antonyms:
    nonwoody

لغات هم‌خانواده woody

ارجاع به لغت woody

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «woody» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/woody

لغات نزدیک woody

پیشنهاد بهبود معانی