آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

      Yolk

      joʊk jəʊk

      شکل جمع:

      yolks

      معنی yolk | جمله با yolk

      noun countable uncountable

      زرده‌ی تخم‌مرغ، زرده

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The omelette had a golden yolk that made it extra delicious.

      املت یک زرده‌ی طلایی داشت که آن را فوق‌العاده خوشمزه می‌کرد.

      The chef cracked the egg and separated the yolk from the white.

      سرآشپز تخم‌مرغ را شکست و زرده را از سفیده جدا کرد.

      noun countable uncountable

      زیست‌شناسی قدیمی محتویات نطفه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      The color of a chicken's yolk can vary depending on its diet.

      رنگ محتویات نطفه‌ی مرغ بسته به رژیم غذایی آن می‌تواند متفاوت باشد.

      The yolk of the egg is rich in nutrients and essential for embryonic development.

      محتویات نطفه‌ی تخم‌مرغ سرشار از مواد مغذی است و برای رشد جنین ضروری است.

      noun countable uncountable

      زیست‌شناسی پروتئین و چربی، مواد مغذی (موجود در تخمک)

      Eating foods high in yolk can provide a good source of vitamins and minerals.

      خوردن غذاهای حاوی مواد مغذی می‌تواند منبع خوبی از ویتامین‌ها و مواد معدنی باشد.

      The nutritionist explained about yolks contain proteins, lecithin, and cholesterol.

      این متخصص تغذیه درباره‌ی مواد مغذی موجود در تخمک حاوی پروتئین، لسیتین و کلسترول توضیح داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد yolk

      1. noun nutritive material of an ovum stored for the nutrition of an embryo (especially the yellow mass of a bird or reptile egg)
        Synonyms:
        yellow egg-yolk yelk egg-yellow vitellus vitellum

      سوال‌های رایج yolk

      شکل جمع yolk چی میشه؟

      شکل جمع yolk در زبان انگلیسی yolks است.

      ارجاع به لغت yolk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «yolk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/yolk

      لغات نزدیک yolk

      • - yokosuka
      • - yolanda
      • - yolk
      • - yolk sac
      • - yolk stalk
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.