آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

آویزان کردن به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

فعل متعدی
فونتیک فارسی / aavizaan kardan /

to hang, to sling, to dangle, to suspend, to drape, to droop, to string, to hook

to hang

to sling

to dangle

to suspend

to drape

to droop

to string

to hook

آویختن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

باید قبل‌از اینکه این عکس را به دیوار آویزان کنم، آن را قاب بگیرم.

I need to frame this photo before I dangle it on the wall.

رخت‌ها را خوب بچلان و از بند آویزان کن!

Squeeze the clothes well and hang them on the line!

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت آویزان کردن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «آویزان کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/آویزان کردن

لغات نزدیک آویزان کردن

پیشنهاد بهبود معانی