شکل مفرد معنای اول این لغت: حرم
shrines, holy places, holy tomb
shrines
holy places
holy tomb
زائران در احرام جمع شدند تا مناسک مقدس را انجام دهند.
The pilgrims gathered at the shrines to perform the sacred rituals.
احرام نیازمند پاکی معنوی و پوشش خاص هستند.
Holy places require spiritual purity and specific dress codes.
clothes, Mecca pilgrim's garb
clothes
Mecca pilgrim's garb
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
لباس احرام ساده است و هیچ دوخت یا تزئینی ندارد.
The Mecca pilgrim's garb is simple, without any stitching or adornments.
لباس احرام نماد پاکی و برابری میان زائران است.
The clothes symbolize purity and equality among pilgrims.
لباس احرام نماد پاکی و بندگی است.
The Mecca pilgrim's garb symbolizes purity and devotion.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «احرام» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/احرام