آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

اسنوبرد به انگلیسی

توضیحات:

شکل نوشتاری دیگر این لغت: اسنوبورد

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / esnobord /

snowboard

snowboard

تخته‌ای برای ورزشی زمستانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

حرکات نرم این آدم خودنما روی اسنوبرد، جمعیت را شگفت‌زده کرد.

The hot dog's smooth moves on the snowboard left the crowd in awe.

او در پیست اسکی یک اسنوبرد کرایه کرد.

He rented a snowboard at the ski resort.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت اسنوبرد

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «اسنوبرد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اسنوبرد

لغات نزدیک اسنوبرد

پیشنهاد بهبود معانی