آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

اضافی به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / ezaafi /

additional, extra, excess, leftover, spare, accessory, surplus, ancillary, auxiliary, supplemental, supplementary, superfluous

additional

extra

excess

leftover

spare

accessory

surplus

ancillary

auxiliary

supplemental

supplementary

superfluous

مازاد

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

یک پتوی اضافی احساس راحتی بیشتری به شما خواهد داد.

An extra blanket will make you feel cozier.

مخارج اضافی

additional costs

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد اضافی

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

ارجاع به لغت اضافی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «اضافی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اضافی

لغات نزدیک اضافی

پیشنهاد بهبود معانی