آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

      باز به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / baaz /

      open, unclosed, unenclosed, gaping, agape, unshut, ajar, patulous, dehiscent, gymno-

      open

      unclosed

      unenclosed

      gaping

      agape

      unshut

      ajar

      patulous

      dehiscent

      gymno-

      گشوده، مفتوح

      پنجره باز بود.

      The window stood ajar.

      زنجیره‌ی باز

      open chain

      صفت
      فونتیک فارسی / baaz /

      open, doing business, in session

      open

      doing business

      in session

      دایر، درحال فعالیت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      امروز مدرسه باز نیست.

      The school is not in session today.

      شرکت از سال ۲۰۱۰ در تهران باز بوده و خدمات کاملی در حوزه‌ی فناوری اطلاعات ارائه می‌دهد.

      The company has been doing business in Tehran since 2010, offering a full range of IT services.

      قید
      فونتیک فارسی / baaz /

      again, once more, a second time, over, anew, bis, ditto, re-

      again

      once more

      a second time

      over

      anew

      bis

      ditto

      re-

      دوبار، مجدد

      مثل اینکه می‌خواهی باز هم از من پول قرض کنی!

      Suppose you want to borrow money from me again!

      باز هم بنویس.

      Write again.

      اسم
      فونتیک فارسی / baaz /

      شیمی base

      base

      ماده‌ای که در آب تجزیه می‌شود و یون‌های هیدروکسید آزاد می‌کند

      یک اسید می‌تواند با یک باز واکنش داده و نمک تشکیل دهد.

      An acid can react with a base to form a salt.

      آدنین یکی از چهار باز موجود در DNA و RNA است.

      Adenine is one of the four bases found in DNA and RNA.

      اسم
      فونتیک فارسی / baaz /

      جانورشناسی hawk, peregrine, falcon, goshawk, kestrel, osprey, harrier

      hawk

      peregrine

      falcon

      goshawk

      kestrel

      osprey

      harrier

      شاهین

      باز در آسمان اوج گرفت.

      The hawk soared through the sky.

      شکارچی از اندازه‌ی چینه‌دان باز شگفت‌زده شد.

      The hunter marveled at the size of the hawk's gorge.

      صفت
      فونتیک فارسی / baaz /

      open, unclogged, detached, unobstructed, not occluded

      open

      unclogged

      detached

      unobstructed

      not occluded

      بی‌مانع یا گرفتگی

      چون لوله باز بود، آب آزادانه وارد مخزن شد.

      Because the pipe was open, water flowed freely into the reservoir.

      دوربین‌های امنیتی نشان می‌دهند که پارکینگ باز و بدون مانع است.

      The security cameras show the parking lot open and free of obstructions.

      صفت
      فونتیک فارسی / baaz /

      open, unblocked, unimpeded, unlidded, passable

      open

      unblocked

      unimpeded

      unlidded

      passable

      (راه و غیره) غیرمسدود

      آبراه فقط شش ماه از سال برای رفت‌وآمد کشتی باز است.

      The canal is open to navigation only six months out of the year.

      رودخانه باز است و ماهی‌ها می‌توانند آزادانه به‌سمت پایین رود حرکت کنند.

      The river is unblocked and the fish can now swim freely downstream.

      صفت
      فونتیک فارسی / baaz /

      stretched, extended, spread, unfolded, unfurled, untwist, obtuse

      stretched

      extended

      spread

      unfolded

      unfurled

      untwist

      obtuse

      گسترده

      دست‌های بازش روی میز

      her stretched arms across the table

      بحثی باز را درباره‌ی پیامدهای سیاست آغاز کردیم.

      We opened an extended discussion on the policy’s implications.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -baaz /

      a combining form (meaning: tendency to lose)

      a combining form

      بازنده

      سرباز

      soldier

      جانباز

      myrmidon

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -baaz /

      a combining form (meaning: the lover of something, devotee)

      a combining form

      دوستدار، خواستار

      دخترباز

      womanizer

      رفیق‌باز

      faithful to friendship

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -baaz /

      a combining form (meaning: -er, -ist, one's job)

      a combining form

      دارای حرفه‌ یا شغلی بخصوص

      چترباز

      parachutist

      شعبده‌باز

      juggler

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      قمارباز

      gambler

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -baaz /

      a combining form (meaning: indicating peculiarity or trait)

      a combining form

      دارای ویژگی یا رفتار بخصوص

      حقه‌باز

      conjuror

      کفترباز

      pigeon-fancier

      پیشوند
      فونتیک فارسی / baaz- /

      a prefix (meaning: again, re-)

      a prefix

      دوباره، مجدداً

      بازیابی

      reclamation

      بازسازی

      reconstruction

      پیشوند
      فونتیک فارسی / baaz- /

      a prefix (meaning: hindrance)

      a prefix

      نشانه‌ی ممانعت

      بازدارنده

      deterrent

      بازداشت

      detention

      پیشوند
      فونتیک فارسی / baaz- /

      a prefix (meaning: return)

      a prefix

      نشانه‌ی مراجعت

      بازخرید

      severance pay

      بازپرسی

      interrogation

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد باز

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      متضاد:
      بسته
      مترادف:
      نیز هم همچنین
      مترادف:
      گشاده منبسط گشوده مفتوح وا
      متضاد:
      ازنو دوباره

      سوال‌های رایج باز

      باز به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «باز» در زبان انگلیسی به Open ترجمه می‌شود.

      «باز» به حالتی گفته می‌شود که چیزی در وضعیت غیرمسدود، آزاد یا قابل دسترسی قرار دارد. این واژه می‌تواند برای درها، پنجره‌ها، کتاب‌ها، وسایل بسته‌بندی شده، ذهن انسان و حتی فرصت‌ها به کار رود. وقتی چیزی باز است، امکان عبور، ورود یا استفاده از آن وجود دارد و محدودیتی برای دسترسی ایجاد نشده است. این ویژگی اغلب با حس آزادی، دسترسی و فرصت همراه است.

      در زندگی روزمره، مفهوم باز اهمیت زیادی دارد. مثلاً درها و پنجره‌های باز اجازه می‌دهند هوا و نور وارد محیط شود و فضایی روشن و سالم ایجاد گردد. همچنین، باز بودن بازارها، مؤسسات یا دفاتر به معنای دسترسی آسان و امکان بهره‌برداری برای افراد است. به این ترتیب، باز بودن یک وضعیت فیزیکی یا معنوی که دسترسی و حرکت آزاد را ممکن می‌سازد، نقش کاربردی و ضروری در زندگی انسان دارد.

      مفهوم باز همچنین می‌تواند استعاری و نمادین باشد. برای مثال، ذهن باز به معنای پذیرش ایده‌ها، دیدگاه‌ها و تجربیات جدید است و نشان‌دهنده‌ی انعطاف‌پذیری فکری و توانایی یادگیری است. افرادی که ذهن باز دارند، راحت‌تر با تغییرات سازگار می‌شوند و قادرند از فرصت‌های جدید بهره‌مند شوند. این کاربرد استعاری واژه‌ی «باز» در روانشناسی و توسعه فردی اهمیت ویژه‌ای دارد.

      در هنر و ادبیات نیز باز بودن نماد آزادی، امکان رشد و حرکت و پذیرش تغییر است. نویسندگان و شاعران با استفاده از این واژه، مفاهیمی چون امید، فرصت و گذار از محدودیت‌ها را بیان می‌کنند. باز بودن در این زمینه به انسان‌ها یادآوری می‌کند که محدودیت‌ها را می‌توان پشت سر گذاشت و افق‌های جدیدی پیش روی خود گشود.

      «باز» مفهومی است که هم در ابعاد فیزیکی و عملی و هم در ابعاد روانی و نمادین اهمیت دارد. این واژه نشان‌دهنده‌ی دسترسی، آزادی و امکان بهره‌برداری از فرصت‌ها است و یادآور این نکته است که وضعیت باز، چه در محیط پیرامون و چه در ذهن و زندگی فرد، نقش مهمی در رشد، آزادی و تجربه‌های تازه ایفا می‌کند.

      ارجاع به لغت باز

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «باز» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/باز

      لغات نزدیک باز

      • - باریلیف
      • - باریم
      • - باز
      • - باز آراستن قشون
      • - باز آرایی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.