آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۴

      هم به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      ضمیر
      فونتیک فارسی / ham /

      both ... and, both

      both ... and

      both

      هر دو

      هم مدیر و هم دستیار در جلسه حاضر شدند.

      Both the manager and the assistant attended the meeting.

      من صبح‌ها هم قهوه و هم چای را دوست دارم.

      I enjoy both coffee and tea in the morning.

      ضمیر
      فونتیک فارسی / ham /

      each other, with each other, one another

      each other

      with each other

      one another

      یکدیگر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      بچه‌ها به هم در تکالیفشان کمک کردند.

      The children helped each other with their homework.

      ما باید به نظرات هم احترام بگذاریم.

      We should respect one other’s opinions.

      قید
      فونتیک فارسی / ham /

      also, too, likewise

      also

      too

      likewise

      همچنین

      من از پیاده‌روی در کوهستان لذت می‌برم، و هم از شنا در اقیانوس آرامش پیدا می‌کنم.

      I enjoy hiking in the mountains, and likewise, I find solace in swimming in the ocean.

      او انگلیسی را روان صحبت می‌کند و فرانسوی هم می‌داند.

      She speaks English fluently, and she also knows French.

      پیشوند
      فونتیک فارسی / ham- /

      a prefix (meaning: together, co-, con-, com-, jointly, homo-, sym-, syn-, iso-, equi-)

      a prefix

      با یکدیگر

      هم‌وزن

      equal in weight

      هم‌بستر

      bedfellow

      اسم
      فونتیک فارسی / hamm /

      effort, attention, care, intention

      effort

      attention

      care

      intention

      قصد

      هم آن‌ها برای بهبود جامعه قابل ستایش است.

      Their effort to improve the community is commendable.

      باوجود هم خوبش، نتیجه آن چیزی نبود که امیدوار بود.

      Despite his good intention, the outcome was not what he hoped for.

      پسوند
      فونتیک فارسی / -hom /

      a suffix (means: -th, -teenth)

      a suffix

      آخر شماره‌های ترتیبی از نهم تا نوزدهم

      دوازدهم

      twelfth

      هجدهم

      eighteenth

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد هم

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بازهم باز حتی نیز همچنین
      مترادف:
      آهنگ قصد مقصود منظور
      مترادف:
      اندوه دلمشغولی غم

      ارجاع به لغت هم

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «هم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/هم

      لغات نزدیک هم

      • - هلیم
      • - هلیوم
      • - هم
      • - هم -
      • - هم ... هم
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.