open, unclosed, unenclosed, gaping, agape, unshut, ajar, patulous, dehiscent, gymno-
open
unclosed
unenclosed
gaping
agape
unshut
ajar
patulous
dehiscent
gymno-
پنجره باز بود.
The window stood ajar.
زنجیرهی باز
open chain
open, doing business, in session
open
doing business
in session
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
امروز مدرسه باز نیست.
The school is not in session today.
شرکت از سال ۲۰۱۰ در تهران باز بوده و خدمات کاملی در حوزهی فناوری اطلاعات ارائه میدهد.
The company has been doing business in Tehran since 2010, offering a full range of IT services.
again, once more, a second time, over, anew, bis, ditto, re-
again
once more
a second time
over
anew
bis
ditto
re-
مثل اینکه میخواهی باز هم از من پول قرض کنی!
Suppose you want to borrow money from me again!
باز هم بنویس.
Write again.
شیمی base
base
یک اسید میتواند با یک باز واکنش داده و نمک تشکیل دهد.
An acid can react with a base to form a salt.
آدنین یکی از چهار باز موجود در DNA و RNA است.
Adenine is one of the four bases found in DNA and RNA.
جانورشناسی hawk, peregrine, falcon, goshawk, kestrel, osprey, harrier
hawk
peregrine
falcon
goshawk
kestrel
osprey
harrier
باز در آسمان اوج گرفت.
The hawk soared through the sky.
شکارچی از اندازهی چینهدان باز شگفتزده شد.
The hunter marveled at the size of the hawk's gorge.
open, unclogged, detached, unobstructed, not occluded
open
unclogged
detached
unobstructed
not occluded
چون لوله باز بود، آب آزادانه وارد مخزن شد.
Because the pipe was open, water flowed freely into the reservoir.
دوربینهای امنیتی نشان میدهند که پارکینگ باز و بدون مانع است.
The security cameras show the parking lot open and free of obstructions.
open, unblocked, unimpeded, unlidded, passable
open
unblocked
unimpeded
unlidded
passable
آبراه فقط شش ماه از سال برای رفتوآمد کشتی باز است.
The canal is open to navigation only six months out of the year.
رودخانه باز است و ماهیها میتوانند آزادانه بهسمت پایین رود حرکت کنند.
The river is unblocked and the fish can now swim freely downstream.
stretched, extended, spread, unfolded, unfurled, untwist, obtuse
stretched
extended
spread
unfolded
unfurled
untwist
obtuse
دستهای بازش روی میز
her stretched arms across the table
بحثی باز را دربارهی پیامدهای سیاست آغاز کردیم.
We opened an extended discussion on the policy’s implications.
a combining form (meaning: tendency to lose)
a combining form
سرباز
soldier
جانباز
myrmidon
a combining form (meaning: the lover of something, devotee)
a combining form
دخترباز
womanizer
رفیقباز
faithful to friendship
a combining form (meaning: -er, -ist, one's job)
a combining form
چترباز
parachutist
شعبدهباز
juggler
قمارباز
gambler
a combining form (meaning: indicating peculiarity or trait)
a combining form
حقهباز
conjuror
کفترباز
pigeon-fancier
a prefix (meaning: again, re-)
a prefix
بازیابی
reclamation
بازسازی
reconstruction
a prefix (meaning: hindrance)
a prefix
بازدارنده
deterrent
بازداشت
detention
a prefix (meaning: return)
a prefix
بازخرید
severance pay
بازپرسی
interrogation
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
کلمهی «باز» در زبان انگلیسی به Open ترجمه میشود.
«باز» به حالتی گفته میشود که چیزی در وضعیت غیرمسدود، آزاد یا قابل دسترسی قرار دارد. این واژه میتواند برای درها، پنجرهها، کتابها، وسایل بستهبندی شده، ذهن انسان و حتی فرصتها به کار رود. وقتی چیزی باز است، امکان عبور، ورود یا استفاده از آن وجود دارد و محدودیتی برای دسترسی ایجاد نشده است. این ویژگی اغلب با حس آزادی، دسترسی و فرصت همراه است.
در زندگی روزمره، مفهوم باز اهمیت زیادی دارد. مثلاً درها و پنجرههای باز اجازه میدهند هوا و نور وارد محیط شود و فضایی روشن و سالم ایجاد گردد. همچنین، باز بودن بازارها، مؤسسات یا دفاتر به معنای دسترسی آسان و امکان بهرهبرداری برای افراد است. به این ترتیب، باز بودن یک وضعیت فیزیکی یا معنوی که دسترسی و حرکت آزاد را ممکن میسازد، نقش کاربردی و ضروری در زندگی انسان دارد.
مفهوم باز همچنین میتواند استعاری و نمادین باشد. برای مثال، ذهن باز به معنای پذیرش ایدهها، دیدگاهها و تجربیات جدید است و نشاندهندهی انعطافپذیری فکری و توانایی یادگیری است. افرادی که ذهن باز دارند، راحتتر با تغییرات سازگار میشوند و قادرند از فرصتهای جدید بهرهمند شوند. این کاربرد استعاری واژهی «باز» در روانشناسی و توسعه فردی اهمیت ویژهای دارد.
در هنر و ادبیات نیز باز بودن نماد آزادی، امکان رشد و حرکت و پذیرش تغییر است. نویسندگان و شاعران با استفاده از این واژه، مفاهیمی چون امید، فرصت و گذار از محدودیتها را بیان میکنند. باز بودن در این زمینه به انسانها یادآوری میکند که محدودیتها را میتوان پشت سر گذاشت و افقهای جدیدی پیش روی خود گشود.
«باز» مفهومی است که هم در ابعاد فیزیکی و عملی و هم در ابعاد روانی و نمادین اهمیت دارد. این واژه نشاندهندهی دسترسی، آزادی و امکان بهرهبرداری از فرصتها است و یادآور این نکته است که وضعیت باز، چه در محیط پیرامون و چه در ذهن و زندگی فرد، نقش مهمی در رشد، آزادی و تجربههای تازه ایفا میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «باز» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/باز