آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴

    باز به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / baaz /

    back, again, re

    back

    again

    re

    فونتیک فارسی / baaz /

    open, clear (as a road), [geom.] obtuse

    open

    clear

    obtuse

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    فونتیک فارسی / baaz /

    hawk, falcon

    hawk

    falcon

    فونتیک فارسی / baaz /

    still, yet, nevertheless, further

    still

    yet

    nevertheless

    further

    جانورشناسی peregrine (falc), hawk, eagle

    peregrine

    hawk

    eagle

    رنگ light

    light

    شیمی base

    base

    wide

    wide

    free

    free

    clean, unstuck

    clean

    unstuck

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد باز

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    قید اسم
    متضاد:
    بسته
    مترادف:
    نیز هم همچنین
    مترادف:
    گشاده منبسط گشوده مفتوح وا
    متضاد:
    ازنو دوباره

    سوال‌های رایج باز

    باز به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «باز» در زبان انگلیسی به Open ترجمه می‌شود.

    «باز» به حالتی گفته می‌شود که چیزی در وضعیت غیرمسدود، آزاد یا قابل دسترسی قرار دارد. این واژه می‌تواند برای درها، پنجره‌ها، کتاب‌ها، وسایل بسته‌بندی شده، ذهن انسان و حتی فرصت‌ها به کار رود. وقتی چیزی باز است، امکان عبور، ورود یا استفاده از آن وجود دارد و محدودیتی برای دسترسی ایجاد نشده است. این ویژگی اغلب با حس آزادی، دسترسی و فرصت همراه است.

    در زندگی روزمره، مفهوم باز اهمیت زیادی دارد. مثلاً درها و پنجره‌های باز اجازه می‌دهند هوا و نور وارد محیط شود و فضایی روشن و سالم ایجاد گردد. همچنین، باز بودن بازارها، مؤسسات یا دفاتر به معنای دسترسی آسان و امکان بهره‌برداری برای افراد است. به این ترتیب، باز بودن یک وضعیت فیزیکی یا معنوی که دسترسی و حرکت آزاد را ممکن می‌سازد، نقش کاربردی و ضروری در زندگی انسان دارد.

    مفهوم باز همچنین می‌تواند استعاری و نمادین باشد. برای مثال، ذهن باز به معنای پذیرش ایده‌ها، دیدگاه‌ها و تجربیات جدید است و نشان‌دهنده‌ی انعطاف‌پذیری فکری و توانایی یادگیری است. افرادی که ذهن باز دارند، راحت‌تر با تغییرات سازگار می‌شوند و قادرند از فرصت‌های جدید بهره‌مند شوند. این کاربرد استعاری واژه‌ی «باز» در روانشناسی و توسعه فردی اهمیت ویژه‌ای دارد.

    در هنر و ادبیات نیز باز بودن نماد آزادی، امکان رشد و حرکت و پذیرش تغییر است. نویسندگان و شاعران با استفاده از این واژه، مفاهیمی چون امید، فرصت و گذار از محدودیت‌ها را بیان می‌کنند. باز بودن در این زمینه به انسان‌ها یادآوری می‌کند که محدودیت‌ها را می‌توان پشت سر گذاشت و افق‌های جدیدی پیش روی خود گشود.

    «باز» مفهومی است که هم در ابعاد فیزیکی و عملی و هم در ابعاد روانی و نمادین اهمیت دارد. این واژه نشان‌دهنده‌ی دسترسی، آزادی و امکان بهره‌برداری از فرصت‌ها است و یادآور این نکته است که وضعیت باز، چه در محیط پیرامون و چه در ذهن و زندگی فرد، نقش مهمی در رشد، آزادی و تجربه‌های تازه ایفا می‌کند.

    ارجاع به لغت باز

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «باز» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/باز

    لغات نزدیک باز

    • - باریلیف
    • - باریم
    • - باز
    • - باز آراستن قشون
    • - باز آرایی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.