آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴

      برگشتن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / bargashtan /

      to return, to come back, to go back, to go back, to retrogress, to regress

      to return

      to come back

      to go back

      to go back

      to retrogress

      to regress

      بازگشتن

      او تصمیم گرفت پس‌از سال‌ها به زادگاهش برگردد.

      She decided to return to her hometown after many years.

      پس‌از استراحت، او قول داد که قوی‌تر بازگردد.

      After the break, she promised to come back stronger.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / bargashtan /

      to turn, to deviate, to change, to change course, to wheel

      to turn

      to deviate

      to change

      to change course

      to wheel

      تغییر یافتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      جاده به‌سمت چپ برگشت.

      The road turn to the left.

      ماشین ناگهان شروع به برگشتن کرد.

      The car began to change direction suddenly.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / bargashtan /

      to tip over, to turn over, to turn upside down

      to tip over

      to turn over

      to turn upside down

      واژگون شدن

      پنکیک به‌راحتی روی تابه برگشت.

      The pancake turned over easily on the skillet.

      جعبه برگشت و محتویاتش ریخت.

      The box turned upside down and spilled its contents.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / bargashtan /

      to roll up, to fold (over), to curve in

      to roll up

      to fold

      to curve in

      تا خوردن

      لطفاً پوستر را با احتیاط برگردانید.

      Please roll up the poster carefully.

      او تصمیم گرفت آستین‌های پیراهنش را برگرداند.

      He decided to curve in the sleeves of his shirt.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / bargashtan /

      to revolt, to turn away, to turn against

      to revolt

      to turn away

      to turn against

      پشت کردن، اعتراض کردن

      آن‌ها تصمیم گرفتند از شیوه‌های فاسد برگردند.

      They chose to turn away from the corrupt practices.

      مردم در جست‌وجوی آزادی خود تصمیم به برگشتن گرفتند.

      The people chose to revolt in pursuit of their freedom.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد برگشتن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اسم
      متضاد:
      برگشت خوردن
      مترادف:
      بازآمدن
      مترادف:
      رجعت کردن مراجعت کردن
      مترادف:
      سرنگون شدن واژگون شدن
      مترادف:
      منصرف شدن
      مترادف:
      مرتدشدن
      مترادف:
      تغییر یافتن تغییر کردن
      مترادف:
      ارتداد انصراف
      متضاد:
      تغییر جهت دادن

      سوال‌های رایج برگشتن

      برگشتن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «برگشتن» در زبان انگلیسی به return یا come back و یا go back ترجمه می‌شود.

      برگشتن به معنای بازگشت به مکان، وضعیت یا حالتی است که پیش از آن در آن بوده‌ایم. این فعل می‌تواند در زندگی روزمره انسان به شکل‌های گوناگون مشاهده شود؛ از بازگشت به خانه پس از یک سفر، تا بازگشت یک شیء یا فایل به محل اولیه‌ی خود. برگشتن نه تنها حرکت فیزیکی را نشان می‌دهد، بلکه می‌تواند مفهومی استعاری داشته باشد و بازگشت به عادت‌ها، خاطرات یا احساسات گذشته را نیز بیان کند.

      در زندگی روزمره، برگشتن نقش مهمی در ایجاد حس ثبات و امنیت دارد. برای مثال، بازگشت فرد به خانه بعد از یک روز کاری، نه تنها بازگشت فیزیکی است، بلکه نمادی از آرامش و بازگشت به محیط امن و آشناست. این بازگشت باعث احساس تعلق و آرامش روانی می‌شود و به انسان کمک می‌کند تا انرژی از دست رفته خود را باز یابد و برای فعالیت‌های بعدی آماده شود.

      از نظر فرهنگی و ادبی، برگشتن یکی از مضامین پرکاربرد است. شاعران و نویسندگان اغلب از بازگشت برای بیان حس نوستالژی، پشیمانی یا تجدید امید استفاده می‌کنند. بازگشت شخصیت‌ها به خانه، به وطن یا به گذشته، می‌تواند نماد عبرت، رشد یا پایان یک فصل از زندگی باشد. این مفهوم نشان می‌دهد که حرکت در زندگی تنها به سمت جلو نیست، بلکه بازگشت به ریشه‌ها و منابع اولیه نیز اهمیت دارد.

      در روان‌شناسی، بازگشت می‌تواند به معنای بازگشت به حالت یا رفتار گذشته باشد. گاهی افراد در مواجهه با فشارهای روانی یا بحران‌ها، به عادات یا رفتارهای پیشین خود بازمی‌گردند تا احساس راحتی و کنترل بیشتری داشته باشند. این نوع بازگشت، اگرچه ممکن است موقت باشد، اما نشانه‌ی تلاش انسان برای حفظ تعادل و ایجاد امنیت روانی است.

      برگشتن تنها یک فعل ساده‌ی فیزیکی نیست؛ بلکه نمادی از تداوم، ثبات و اتصال انسان به محیط و خاطراتش است. چه بازگشت به مکان و چه بازگشت به احساسات و عادت‌ها، همیشه فرصتی برای بازسازی، تجدید انرژی و درک بهتر خود و محیط پیرامون فراهم می‌کند. این ویژگی باعث می‌شود که فعل «برگشتن» در زبان و فرهنگ فارسی، مفهومی چندلایه و پرمعنا داشته باشد.

      ارجاع به لغت برگشتن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «برگشتن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/برگشتن

      لغات نزدیک برگشتن

      • - برگشت ناپذیر
      • - برگشتگاه
      • - برگشتن
      • - برگشتن از حزب خود
      • - برگشتن به ویژگی گذشته
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.