(airplane) to crash, (government, etc.) to be overthrown, to plummet, to be shot down, to be inverted, to tumble
to crash
to be overthrown
to plummet
to be shot down
to be inverted
to tumble
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
اگر افراطگرایی خود را تعدیل نکنند، سرنگون خواهند شد.
If they don't moderate their extremism, they will be overthrown.
هواپیما بهسوی زمین سرنگون شد.
The plane plummeted to earth.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سرنگون شدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سرنگون شدن