irrevocable
irrevocable
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
استعفای او از شغل بیبرگشت بود.
Her resignation from the job was irrevocable.
خسارت ناشی از آتشسوزی بیبرگشت بود.
The damage caused by the fire was irrevocable.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بیبرگشت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بیبرگشت