praise, admiration, applause, acclaim, compliment, accolade, acclamation, esteem, plaudit
praise
admiration
applause
acclaim
compliment
accolade
acclamation
esteem
plaudit
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او سزاوار تحسین است نه تنبیه!
He deserves praise not punishment!
نطق او تحسین مرا نسبت به وی بیشتر کرد.
His speech heightened my admiration for him.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تحسین» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تحسین